دیروز هنگامی که با یکی از دوستان برای شرکت در مراسم سیزده آبان در مقابل لانه جاسوسی، از میدان هفت تیر عبور میکردیم، شاهد حضور دوستان سبزمان بودیم! تعدادشان بسیار کمتر از تجمعات قبلی بود. شاید کمتر از پانصد نفر!
برایم جالب است که این همه دعوت رسانهای نتیجهای جز حضور اندک بوده سبزها نبوده است. اما فارغ از این مسائل، 3 نکته زیر قابل تامل خواهد بود:
1) برخلاف تفکر آقایان موسوی، خاتمی، کروبی و ... که در این توهم به سر میبرند که جمعیت اندک سبز لژنشین پایتخت، از حامیان آنان محسوب میشود، باید گفت که حرکتهای دیروز این مسئله را کاملا رد میکند. البته نباید از تناقضات رفتاری درونی سبزها – که ناشی از کمبودهای اعتقادی و عاطفی است – نباید گذشت. دیروز از جمعیتی که شعار «یا حسین، میرحسین» را سر میدادند، شعار «نه احمدی، نه موسوی، فقط رژیم پهلوی» را نیز شنیدیم! این در حالی است که همین قماش، بارها در شعارهایش تاکید کرده است که رژیم گذشته را به هیچ وجه قبول ندارد!
این تناقضات شعاری و البته بعضا رفتاری – مثل ادعای خط امامی بودن و آتش زدن پرچم فلسطین در راهپیمایی روز قدس – نتیجه یک چیز است و آن هم بیهدف بودن اعمال و رفتار این قماش سبز است.
2) جنبش سبز در ادعاهای رسانهای و میتینگی خود، به هر تفکری تمسک جسته است. از خط امام(ره) گرفته تا بسیج و جنگ و سپاه و دموکراسی و رژیم پهلوی و الله اکبر و بعضا ایمان و تقوای الهی و دعای کمیل و دعای افتتاح و روزهخوری در ملا عام (روز قدس) و دفاع از روابط نامشروع جنسی و همجنسبازی و آزادی و عدالت و یا حسین!
این تناقضات در چه صورت میتواند در کنار یکدیگر قرار گیرد. در حالی که هر یک از آنها متعلق به جریان فکری خاصی است. پاسخ بسیار ساده است. امروز، ما با کسانی مواجه هستیم که در سطح فرماندهی، منشی ریاکارانه و قدرتطلب دارند و در سطحهای پایینتر، ملغمهای از جهالت را پیشه خود ساختهاند. البته نباید از نظر دور داشت که وقتی جهالت، همهگیر شود، مرزهای فکری درهم شکسته میشود، مفاهیم جعل میشوند، استدلال تضعیف میشود و اینها همه از یک مساله ناشی میشود و آن هم هدف «بی هدفی» است!
3) به نظر میرسد که جنبش سبزها، مانند ادعاهای رسانهای سلطنتطلبان، رنگ بازند! امروز ادعاهای سلطنتطلبان در رسانههای لسآنجلسی در نظر مردم مسخره جلوه میکند! این مسئله در مورد سبزها نیز در حال وقوع است. محتوای رسانهای سبزها کاملا ادبیاتی مشابه با ادبیات رسانهای سلطنتطلبان دارد. با این تفاوت که سلطنتطلبان، به دنبال هدفی مشخص، سی سال به تلاش مشغولند و به نتیجهای نرسیدند. اما سبزهای مخملی، هم در خدمت آنان قرار گرفتهاند و هم به علت تناقضات فکری خویش، هدف مشخصی ندارند.
و در پایان اینکه سبزها هدف خاصی ندارند، نباید خیلی آنان را جدی گرفت!!!
برایم جالب است که این همه دعوت رسانهای نتیجهای جز حضور اندک بوده سبزها نبوده است. اما فارغ از این مسائل، 3 نکته زیر قابل تامل خواهد بود:
1) برخلاف تفکر آقایان موسوی، خاتمی، کروبی و ... که در این توهم به سر میبرند که جمعیت اندک سبز لژنشین پایتخت، از حامیان آنان محسوب میشود، باید گفت که حرکتهای دیروز این مسئله را کاملا رد میکند. البته نباید از تناقضات رفتاری درونی سبزها – که ناشی از کمبودهای اعتقادی و عاطفی است – نباید گذشت. دیروز از جمعیتی که شعار «یا حسین، میرحسین» را سر میدادند، شعار «نه احمدی، نه موسوی، فقط رژیم پهلوی» را نیز شنیدیم! این در حالی است که همین قماش، بارها در شعارهایش تاکید کرده است که رژیم گذشته را به هیچ وجه قبول ندارد!
این تناقضات شعاری و البته بعضا رفتاری – مثل ادعای خط امامی بودن و آتش زدن پرچم فلسطین در راهپیمایی روز قدس – نتیجه یک چیز است و آن هم بیهدف بودن اعمال و رفتار این قماش سبز است.
2) جنبش سبز در ادعاهای رسانهای و میتینگی خود، به هر تفکری تمسک جسته است. از خط امام(ره) گرفته تا بسیج و جنگ و سپاه و دموکراسی و رژیم پهلوی و الله اکبر و بعضا ایمان و تقوای الهی و دعای کمیل و دعای افتتاح و روزهخوری در ملا عام (روز قدس) و دفاع از روابط نامشروع جنسی و همجنسبازی و آزادی و عدالت و یا حسین!
این تناقضات در چه صورت میتواند در کنار یکدیگر قرار گیرد. در حالی که هر یک از آنها متعلق به جریان فکری خاصی است. پاسخ بسیار ساده است. امروز، ما با کسانی مواجه هستیم که در سطح فرماندهی، منشی ریاکارانه و قدرتطلب دارند و در سطحهای پایینتر، ملغمهای از جهالت را پیشه خود ساختهاند. البته نباید از نظر دور داشت که وقتی جهالت، همهگیر شود، مرزهای فکری درهم شکسته میشود، مفاهیم جعل میشوند، استدلال تضعیف میشود و اینها همه از یک مساله ناشی میشود و آن هم هدف «بی هدفی» است!
3) به نظر میرسد که جنبش سبزها، مانند ادعاهای رسانهای سلطنتطلبان، رنگ بازند! امروز ادعاهای سلطنتطلبان در رسانههای لسآنجلسی در نظر مردم مسخره جلوه میکند! این مسئله در مورد سبزها نیز در حال وقوع است. محتوای رسانهای سبزها کاملا ادبیاتی مشابه با ادبیات رسانهای سلطنتطلبان دارد. با این تفاوت که سلطنتطلبان، به دنبال هدفی مشخص، سی سال به تلاش مشغولند و به نتیجهای نرسیدند. اما سبزهای مخملی، هم در خدمت آنان قرار گرفتهاند و هم به علت تناقضات فکری خویش، هدف مشخصی ندارند.
و در پایان اینکه سبزها هدف خاصی ندارند، نباید خیلی آنان را جدی گرفت!!!
تمام دیشب بیدار بودم
از حزنی که مرا فرا گرفت
در فکر غوطه ور
در حیرت بودم از درد بی پایان
عشق را چه شده است که زیر پا لگد مال می شود
از ظهر جمعه تا غروب جمعه وقتی نیست؛ شاید چند ساعت
خسته ایم بخدا
دیروز زیر ستیغ آفتاب
ظهر جمعه
عشق را زیر دست و پا قربانی کردند
او هم از جرگه یاران خارج شد
رفت با آنها
دور شد از ما
یادم میاید که سالهاست او را با فاصله نگاه می کردیم!
ما و عشق اینجا
او فرسنگها دورتر
از عشق سالهاست که رد شده است
زیر پا لگد مال
و اما امروز
می آییم و می نشینیم بر حلقه عشق
زیر پا لگد مال شدن مال ماست!
عمریست که زیر پا له می شویم
جمعه
در اوج غربت آفتاب
با عشق منتظر رفت و آمد عشق می مانیم

در خبرها آمده بود که این روزها «مجید مجیدی» کارگردان بنام سینمای ایران در خاموشی کامل به سر می برد. داستان مجیدی برای هر کسی که با «گفتمان انقلاب اسلامی» به حقیقت می نگرد، داستان جالبی است! هنوز قصه دفاع جانانه مجیدی از پیامبر اعظم و حقانیت اسلام در برابر افکار سکولار عبدالکریم سروش و یا حتی قبل از آن، داستان «صدای پای ابتذال» و انتقادات شدید از سیاستهای فرهنگی دولت اصلاحات از حافظه تاریخی سینمای ایران حذف نشده است. اما گرایشات اخیر مجیدی در حمایت از میرحسین موسوی - که در این انتخابات به نوعی هم نماینده جریان و افکار سکولار محسوب می شود و هم ادامه دهنده جریان اصلاحات است – برایم بسیار جالب توجه و عجیب به نظر می رسید.
ادامه مطلب
(این گفتگو بعد از انتشار مستند فقر و فحشا انجام شده است)
سه كامپیوتر، دو پرینتر و یك اسكنر در میان انبوهی از فایلها و كاغذها كه از در و دیوار بالا میرود. دفتری محقر، در طبقة پایین یك ساختمان مجلّل! میگویم مگر هنوز اینجا دفتر نشریه است. میگوید: نه! اینجا دائرهالمعارف تدوین میشود. دائرهالمعارف اسارت! ده سال است كه رویش كار میكنم. تا حالا ده هزار صفحه شده !
در ذهنم سالها را میشمارم. یعنی سالی هزار صفحه! دهنمكی تنها كسی است كه در این آپارتمان كوچك كار میكند. هنوز شور و شوق كاركردن دارد. مرا به نشستن بر روی یكی از دو صندلی دفترش دعوت كرد. نشستم. صدای زنگ تلفن بلند شد. او برخاست. به سمت تلفن رفت. حرفش را زد. برگشت و گفت: من حاضرم ! شروع كنید.
ـ چه چیزی باعث شد كه شما بعد از سالها فعالیت مطبوعاتی در نشریات مختلف به فكر ساختن فیلم افتادید؟
«پستمن» یك نویسنده و متفكر غربی است كه جامعة خود را به دو دوره تقسیم میكند، یك دوره فرهنگ شفاهی است و یك دوره فرهنگ مكتوب. فرهنگ مكتوب از اختراع دستگاه چاپ شروع میشود. دوره سوم با اختراع رادیو و تلویزیون، یك عصر جدید است. در این دوره، مخاطب عامتر و لطیفتر است. به نظر من اگر یك مطالعهای هم در جامعة خودمان داشته باشیم ـ گرچه شاید از نظر زمانی این تقسیمبندی منطبق بر تقسیمبندی پستمن در جامعة غربی نباشد ـ میبینیم كه ما نیز یك دورة فرهنگ شفاهی در مساجد، منابر، هیئت ها، قهوهخانه ها و زورخانه ها داریم كه كانون تجمّع عوام الناس بود. ولی از آمدن روزنامه و جراید در ایران، دوره فرهنگ مكتوب آغاز می شود. امّا نسبت كسانی كه امكان استفاده از رسانههای نوشتاری را داشتند، نسبت به تودة مردم در سطح پایینتری بود. ولی از آمدن رادیو و تلویزیون این مخاطب در ایران عامتر میشود. اوج اقتدار رسانههای نوشتاری به نظر من سال 78 است كه تیراژ میلیونی نشریات را داریم و تعدّد و تكثر نشریات و مخاطب بسیار زیاد است. امّا چند سالی است با ورود رسانههای جدید مثل اینترنت و ماهواره و افزایش كانال های تلویزیونی و رادیویی، ما شاهد افت شدید مخاطبان رسانههای نوشتاری هستیم. گرچه رسانههای نوشتاری مخاطب خاص خود را دارند، امّا امروز رسانه های دیگر، مخاطب عام را از رسانه های نوشتاری ربودهاند و از سوی دیگر تاثیر رسانه های دیداری و شنیداری بسیار بیشتر از رسانههای مكتوب است. ما هم برای بیان دیدگاهها و مطالباتمان استفاده از ابزار های مشروع را در دستور كار خودمان قرار دادیم. رویكرد به فیلم هم چند سالی بود كه در ذهنم وجود داشت، منتها نمیخواستم موازیكاری باشد.
ـ موازی كاری با چه كسانی؟
موازی كاری با افراد دیگر. یعنی من حتی اگر نشریهای چاپ میكردم، سعی میكردم كاری متفاوت ارائه دهم و حتّی در شكل هم به تكراریگویی نیفتم. و نشریات شلمچه و جبهه هم با نشریات دیگر حتی با نشریات همسویش متفاوت بود. در عالم فیلم هم، طبق بررسیای كه كردم دیدم كه ما دربیان بسیاری از كلیّات نقطه ضعف چندانی نداریم. خیلی از حرفها زده شد و هنوز هم زده میشود و به بهترین شكلش هم زده میشود. امّا در باب مسئلة عدالت در قالب فیلم در وادی هنر ما یك پایمان می لنگد و وارد این عرصه نشدهایم. به خاطر همین انگیزه وارد عالم رسانه فیلم شدیم.
ـ واقعاً فكر میكنید كارهای موازی در این زمینه نبوده است؟
به نظر من شبیه كه اصلاً نبوده یا اگر در مواردی هم بوده است باز به كلّیگویی افتاده، چرا كه واكنشهایی كه نسبت به فیلم فقر و فحشا میبینیم، در مقابل فیلمهای مشابه به این شكل نمیبینیم. شاید در عرصة فیلم سینمایی در باب فحشا حرفهایی زده باشند، ولی در قالب داستانی بوده و نه در قالب مستند. و دیگر اینكه عنوانی كه ما برای فیلم نتخاب كردهایم، عنوانی بكر بوده و كسی بدان نپرداخته است.
ـ چه چیزی باعث شد كه به موضوع فحشا بپردازید؟
ببینید، محور مقولهای كه ما در فیلم انتخاب كردهایم، فحشا نیست. محورش بحران عدالت است. فحشا یكی از معلولهای فقر و بی عدالتی است؛ یعنی فقر می تواند تبعاتی مثل دزدی و رشوهخواری و طلاق و بسیاری عوامل دیگر داشته باشد. همانطور كه فحشا می تواند بر اثر عواملی چون تربیت خانوادگی و عوامل فرهنگی و روانی و اجتماعی و ... باشد. ولی یكی از مقوله های اصلی كه میتواند منجربه فحشا شود، مقولة فقر است. حضرت علی(ع) میفرمایند: كاد الفقر ان یكون الكفرا؛ یعنی فقر اگر بیاید، هر آینه است كه ایمان تبدیل به كفر شود. این یعنی اینكه اگر به فرض هم در جامعه ما، از لحاظ فرهنگی آنقدر كار شده باشد كه مردم مؤمنی هم داشته باشیم، معلوم نیست چند درصد از همانها نیز در معرض امتحان، سربلند بیرون بیایند. مقولة فقر آنقدر اهمیّت دارد كه حضرت علی(ع) در نامة خود به محمد حنیفه او را از آسیب فقر نهیب میدهد. میگوید فقر اگر بیاید، دین آدم را متزلزل میكند. در نامه به مالك اشتر نیز می گوید كه نگذار به مردم از لحاظ معیشت سخت بگذرد، كه این سختی معیشت باعث از دست رفتن دین مردم میشود. حكومت از دیدگاه حضرت علی(ع) 3 وظیفه برعهده دارد: عمران بلاد؛ یعنی بحث آبادانی، توسعه اقتصادی و غیره، اصلاح نفوس و تربیت و حفظ امنیت. یعنی اگر این 3 وظیفه به صورت هماهنگ انجام شود، بسیاری از آسیبهایمان درصد پایینی خواهند داشت.
ـ ما در علوم اجتماعی پدیدهای به نام پدیدة تام اجتماعی داریم. به نظر من فیلم فقر و فحشا، پدیدة فقر را به عنوان متغیّر مستقل در نظر گرفته و پدیدة فحشا را به عنوان متغیّر وابسته. یعنی یك متغیرّه به بحث نگاه كرده است، در حالی همانطوركه خودتان نیزگفتید، متغیّرهای مهم دیگری نیز در این زمینه وجود داشته است.
ببینید وقتی ما اسم فیلم را فقر و فحشا گذاشتهایم؛ یعنی باید دربارة این متغیّر بحث كرد. متغیّر اقتصادی ای كه موجب فحشا میشود. بله! ممكن است فیلمهای دیگری هم ساخته شود كه متغیّرهای دیگری را نیز بتوان در آن مطرح كرد. امّا من برای اینكه به این مورد هم جواب داده باشم، فیلم را به چند مقطع تقسیم كردم. مقطعی است كه فقر مطلق است. این فقر مطلق شاخصة اصلی فقری است كه منتج به فحشا می شود. در بحث ندیشنی كه آقای میرشكاك در فیلم میخواند ما عوامل اجتماعی و فرهنگی دیگر را مورد بررسی قرار میدهیم. فقر نسبی كه ناشی از تفكّر لیبرالیستی و اقتصاد كاپیتالیستی است، جامعة قناعتمحور را دعوت به مصرف بیشتر میكند. یعنی اگر كسی به خاطر نان شب تن به فحشا یا معصیت یا هر كار دیگری میدهد، امروز به خاطر فقر نسبی و فرهنگسازیای كه توسط رسانهها و فرهنگ عمومی ما میشود، با نداشتن موبایل و ماشین و غیره، هنوز خود را فقیر میداند. وقتی خود را نسبت به یك طبقة دیگری در جامعه میسنجد، خودش را فقیر میداند و بعضاً خود را محق میداند كه تن به این كارها دهد. در ندیشن فیلم بحث امنیت اخلاقی خانمها هم مطرح میشود. قرار نیست همة تقصیرها به گردن خانمها انداخته شود. مثلاً آنجایی كه میبینیم جلوی پای هر خانم دهها ترمز زده میشود، آنجا آن مرد از تنوعطلبی این كار را میكند. البته ممكن است از فقر نیز باشد. مردی كه نمیتواند به علّت فقر ازدواج كند، به دنبال راه حلّ ارزانتری خواهد رفت.
ـ چرا فقر و فحشا را در سالهای قبل نساختید. مگر در زمان مثلاً قبل از دوم خرداد، این مسائل وجود نداشته است؟
اگر بخواهیم برای فیلم زمان بتراشیم و آن را متعلّق به مقطع زمانی خاصّی بدانیم، آن فیلم متعلّق به همان مقطع خواهد بود. یعنی خیلی از فیلمهایی هستند كه اگر امروز هم به آنها نگاه كنیم، میتوانیم برایش مصداقیابی كنیم. من به دنبال این نبودم كه فیلم را برای كوبیدن كسی، جریان یا دولت خاصّی بسازم. این فیلم برای طرح یك معضل اجتماعی در جامعه ساخته شده است. ما بحران عدالت را سالهاست كه در جامعهمان داریم و فساد اخلاقی چیزی نیست كه مختص به امروز باشد. امّا مقاطعی است كه با یك سری آزادیها و ولنگاریها، این كف روی آب كنار زده میشود، واگرنه بحث فاصلة طبقاتی سالهاست كه در كشور و حتی قبل از انقلاب نیز وجود داشته است. امروز هم است. منتها به نظر من اگر بخواهیم این را در انحصار عوامل خارجی مثل تهاجمفرهنگی و یا اگر گردن دشمن بیندازیم و یا اگر بخواهیم در داخل، متعلق به یك گروه یا جریان خاصّی بدانیم، این پاككردن صورت مسئله است. یعنی انحرافی نگاهكردن به قضیه.
ـ مخاطبان اصلی فیلم شما چه كسانیاند؟
شما اگر روزنامهها را هر روز مرور كنید، خط به خط آنچه كه در فیلم آمده را میبینید. از بحث رفتن دخترها به دوبی گرفته تا بحث زنان شوهردار و بحث دانشجویانی كه در كلاسهای كنكور گرفتار استادهای ناباب میشوند. امّا چرا وقتی این مسائل در قالب فیلم میآید، اینقدر واكنش نسبت به آن ایجاد میشود. به خاطر این است كه فیلم عینیتر و واقعیتر به قضیه میپردازد و آدمها را متاثّر میكند. ولی این متاثّر كردن به نوع مخاطب نیز برمیگردد. مسئولین ما اگر روزنامهها را به این شكلش نخوانند، در بولتنها، آمارهایی در مورد فساد و فحشا و غیره میخوانند، از من و شما هم در این مورد بیشتر میدانند. امّا چرا وقتی به فیلم برمیگردد، شاكی میشوند و شكایت میكنند. این به خاطر عینی بودن فیلم و تاثیرگذاری آن است.
ـ منظورتان این است كه شما این فیلم را برای مسئولان ساختید؟
من فكر كردم خاكریز اول در فیلم فقر و فحشا، مسئولین باید باشند. شاید مسئولینی كه در بولتنها و پشت شیشههای دودی ماشینها این چیزها را نمیبینند و برایشان قابل درك نیست، با دیدن این فیلم كه حالت تراژدی هم دارد، به خودشان بیایند. ما هم مامور به ادای تكلیف و وظیفهایم و نه مامور به نتیجه. من هنر را برای همین ارتباط بین توده و مسئولین میدانم و وظیفة هنرمند انتقال این مسائل به مسئولین است. مردم را هم به عنوان خاكریز بعدی فیلم انتخاب نكرده بودم. چرا كه دیدن این فیلم برای مردم مثل نمك بر زخم آنها پاشیدن است. مردم هر روز این مسائل را در اتوبوس، درخیابان، در كلاس و در همه جا میبینند و میشنوند و با این دردها ملموسند. ولی به هر حال من فكر میكردم اگر به دنبال كسب مجوز برای این فیلم بروم، آن وقت میشد با یك حذف و اصلاحاتی یك نسخه برای مخاطبان عام نیز تدوین كرد.
ـ شما هدف اصلی خود را از ساخت این فیلم تاثیر بر مسئولان دانستهاید، فكر می كنید به هدف خودتان رسیدهاید؟
هدف من با توجه به «ما رمیت اذ رمیت و لكنّ الله رما» بوده است. یك وقت آدم یك تیری را رها میكند، اگر به خاطر خدا باشد، خود خدا میداند كه این تیر را به كجا بزند.
ـ شاید تیر به خودمان بخورد؟
اگر خدا ساربان است، میداند كه شتر را كجا بخواباند و به اعتقاد من فیلم كار خودش را كرده است.
ـ ما در عمل دیدیم كهCD این فیلم در تمام ایران و به صورت گسترده برای مخاطب عام پخش شد. من احساس میكنم كه دستی در كار بوده است كه فیلم را در ایران پخش كرده است.
اول از اینكه دستی در این كار وجود داشته باشد را قبول ندارم. دیگر اینكه وقتی دهكدة جهانی اطّلاعات برقرار میشود، شما میبینید كه امنیتیترین فیلمها مثل بازجویی زن سعید امامی از اینترنت و غیره پخش میشود. فیلمهای سینمایی كه هنوز جایی اكران نشده و طرف صدها میلیون خرجش كرده به راحتی در كنار خیابان به فروش میرسد. امّا اینكه چرا این فیلم با این واكنش و با این استقبال مواجه میشود، یك سؤال اساسی است. آیا با توجّه به عنوان فیلم، مردم به دنبال نگاه كردن صحنههای پورنو و غیره از این فیلم بودهاند كه این فیلم به این صورت مخاطب داشته است. كه اگر این جور باشد، بدتر از اینها در جامعه است. باشگاه خبرنگاران جوان فیلمی ساخته است كه طرف در توالت آرایش میكند. یا فیلمهای مستند دیگری در باب صحبت با دختران فراری ساخته شده كه به جشنوارههای خارجی رفته است، چرا آنها در جامعه پخش نشد؟ به نظر من به خاطر این است كه مردم این درد را، درد خودشان میدانستند. من معتقدم اگر قرار بود دستی در كار توزیع این فیلم باشد، باید به دنبال منافع مادی باشد كه هیچ منفعت مادی برای من یكی نداشته است. البته شاید اگر با اكران خصوصی فیلم مخالفتی نمیشد، مردم اینقدر برای دیدن فیلم حساس نمیشدند. امّا به نظر من، مردم تشنة عدالت و فریادهایی هستند كه عدالت را فریاد بزند. در فیلم، بحث فحشا در حاشیه است. بحث، بحث عدالت و فاصلة طبقاتی است. به نظر من فیلم زجرنامهای همگانی است، به همین دلیل یك اپیدمی شده است.
ـ به نظر من فیلم فقر و فحشا یك فیلم عامهپسند است. آیا یك فیلم عامه پسند میتواند تاثیرات مثبتی در جامعه داشته باشد؟
نباید فكر كنیم كه فیلم باید در جامعه شقّالقمر كند! من نمیخواهم دچار خودستایی شوم. امّا بعضی میگویند فیلم هیچی ندارد، اگر هیچی ندارد پس چرا نگاه میكنند؟ موفقیت یك فیلم را باید با همین چیزها سنجید.
ـ قبول دارید كه عامهپسند است؟
اصلاً بحث عامپسند و خاصپسند نداریم. مسئولین را هم من عام میدانم. احساس در همة آدمها است. هم مسئول احساس و عواطف دارد و هم مردم عادی. اینكه من بگویم میخواهم فیلم روشنفكری بسازم، هیچ وقت نمیتواند تاثیرگذاری داشته باشد. مسئولین عینیتر از این فیلمها، یعنی آمارها را میبینند. قضات دادگستری متهمان این مسائل را عینی میبینند. اما من از محافل خاص خبر دارم كه نشستهاند و ساعتها در مورد فیلم بحث كردند، چه نفیاً و چه اثباتاً. به نظر من این به موفقیت فیلم برمیگردد. موفقیت همین است كه فیلم ایجاد سوال كرده است، حتّی اگر این طرح سؤال، یك كار ضعیف باشد. هر چه باشد بر اثر این فیلم امروز بحثهای شفافتری را میبینیم. باعث شد كه خیلی از روزنامهها به بهانة فیلم، این معضل را مورد بررسی قرار دهند. امّا به نظر من باز بحث اصلی بحران عدالت است كه باز مورد غفلت قرار میگیرد.
ـ شما قبل از اینكه فیلم فقر و فحشا را بسازید، نسبت به كسانی كه این فیلم را در موردشان ساختهاید، چه نظری داشتید؟
من از قدیم هم بحثم این بود كه اینها معلولند، علّت نیستند. امّا این دلیل نمیشود كه ما معلول را رها كنیم و به سراغ علّت برویم. مبارزه با علّت و معلول باید تواماً باشد. منتها همان مبارزه نیز باید قانونمند و شرعی باشد. همان كسی كه از سر نداری به دنبال فحشا میرود، معلول بحران عدالت است و هم آن كسی كه از روی زیادهخواهی به دنبال فحشا میرود، باز معلول تحولات جامعة فرهنگی است. حضرت علی میفرماید كه ضمیر جوان مثل زمین بایر است، هر كس بكارد، هم او درو خواهد كرد. اگر ما كاشته بودیم، ما درو میكردیم. من با ساختن این فیلم بیشتر از همه خودم متاثّر شدم.یعنی بارها شد كه در هنگام ساخت فیلم، از اینكه فیلم را ادامه دهم، پشیمان شدم. من فكر كنم كسانی كه مسئولیت در قبال نوامیس مردم دارند، بدجوری باید جواب پس بدهند. بسیجی تا دیروز روی مین میرفت تا بعثیها آن بلا را سر نوامیس مردم در بستان درنیاورند. اما...
ـ شما اصلاً دورههای فیلمسازی را گذارندهاید؟
نه! فقط مطالعاتی در این زمینه داشتهام.
ـ قبل از مستند فقر و فحشا، فیلم دیگری ساختهاید؟
نه. این اولین تجربة هنری من بود.
ـ فیلم «مرگ بر آمریكا» را پیش از این شما نساختهاید؟
مرگ بر آمریكا یك فیلم داستانی كوتاه بود كه من تهیّهكنندهاش بودم. كارگردان این فیلم آقای كشاورز بودند كه اتفاقاً پخش هم نشد.
ـ برای فیلم فقر و فحشا چقدر مطالعه صورت گرفت؟
تحقیق اجتماعیاش یكسال طول كشید كه همزمان با فیلمبرداری بود.
ـ برگردیم به متن فیلم! بسیاری اعتقاد دارند كه از نظر ساخت فنّی، فیلم كیفیت پایینی دارد. نظر شما در این زمینه چیست؟
ببینید. اول باید فیلم مستند را تعریف كرد. قالب مستند با فیلم داستانی خیلی فرق میكند. در فیلم داستانی شما امكان بهرهگیری از عوامل حرفهای و لوازم فنّی زیادی را دارید. ولی در مستند، شما یك واقعه را بیان میكنید. دیگر در اینجا كسی به لغزش دوربین و غیره توجّه نمیكند. در مقولة مستند، محتوا بر فرم میچربد و این محتواست كه حرف اول را میزند و فرم در حالت دوم قرار دارد. حتی فقر و فحشا را نمیتوان با سایر مستندها در این زمینه سنجید. مستندهای گزارشی و غیره با هماهنگی قبلی و طرف با افتخار در جلوی دوربینهای متعدّد مینشیند و حرف میزند. در این مورد، شما حتّی امكان صحبت با همه را ندارید. این جوری نیست كه سوژه در خیابان ریخته باشد و حاضر باشد در مورد فحشایی كه دارد، با شما حرف بزند. در خیلی موارد باید دوربین مخفی باشد. خیلیجاها باید به گونهای كار كنید كه طرف در مورد آبرویش ترسی نداشته باشد. در خیلی موارد من هم فیلمبردار بودم، هم صدا بردار و هم مصاحبهگر! و این بستر به ما اجازه نمیداد كه قدرت مانور فنّی در خیلی چیزها داشته باشیم. حتّی در زمینة تدوین، ما دچار مشكل بودیم، هر كسی حاضر نبود پای میز تدوین بنشیند. به هر حال ترس و عوارض دیگری وجود داشت. من 10 جا برای تدوین هماهنگی كرده بودم و كنسل شده بود. یعنی بعضی جاها شروع كردیم و بعد كنسل شد. همه از هزینة این جور حرفها میترسند و همین باعث افت فنّی و كیفی فیلم میشود. دوربینها و عوامل مؤثر دیگری كه ما استفاده كردیم، همه غیر حرفهای بود.
ـ چرا شخصیتی مانند میرشكاك برای فیلم انتخاب شد؟
به نظر من، میرشكاك كسی است كه جامعة ادبی و فرهنگی ما قدرش را ندانسته است. حرفها و مقالهای كه ایشان در فیلم بیان كرده، مربوط به مقالهای به نام دوزخ پایتخت در سال 73 است. بسیاری از تبعات و آسیبهای اجتماعی كه ایشان آن موقع نهیب زده، توسط حضرات مورد غفلت واقع شده است. من با توجّه به وضعیت بغرنجی كه ایشان در آن مقطع داشت، احساس كردم شاید این آخرین فرصتی باشد كه من دین خود را نسبت به میرشكاك ادا كرده باشم.
ـ ظاهراً فیلم بعدی شما «از كجا آوردهاید» است. این فیلم در چه مراحلی قرار دارید؟
درخواست آن را میخواهم بدهم. اگر مجوّزهای لازم صادر شود، آن را میسازم. این فیلم به بحث فاصلة طبقاتی در جامعه میپردازد. بیشتر از این نمیتوانم توضیح دهم، چون احتمال دارد سوژههایش بسوزد.
ـ در خبرها آمده بود كه شما و دوستانتان در حال نوشتن یك فیلمنامه داستانی به نام «كیمیاگران» هستید. این كار در چه مراحلی قرار دارد؟
من قضیه را جدّی گرفتم. طرح داستانش از خودم است. فعلاً در حال نوشتن فیلمنامهاش هستیم. یك گروه فیلمنامهنویسی روی آن كار میكند. انشاالله اگر فیلمنامهاش تمام شد و تهیّه كنندة مناسبی پیدا كردم، حتماً آن را میسازم.
ـ موضوعش چیست؟
ژانر جنگی دارد. منتها یك نگاه جدید به مقولة دفاع مقدس است كه بیشتر به بعد انسانی قضیه میپردازد. به هر حال نگاه كلیشهای به جنگ ندارد. به نظر من موضوع فیلم، بخشی از دفاع مقدس است كه مورد غفلت واقع شده. ترجیح میدهم بیشتر از این اظهار نظر نكنم!
ـ میگویند كه نیروی انتظامی از شما به خاطر فیلم فقر و فحشا شكایت كرده است.
من خودم این قضیه را در روزنامة ایران خواندم. هنوز هم هیچ اخطاریهای در این مورد برایم نیامده است. حتّی نمیدانم كدام بخش از نیروی انتظامی شكایت كرده است.
ـ دلیل شكایت را هم نمیدانید؟
روزنامه نوشته بود اشاعه فحشا !
ـ قبلاً شكایتی از این فیلم صورت نگرفت؟ مثلاً عكسالعمل قاضی مرتضوی در این زمینه چه بود؟
شكایتی صورت نگرفته بود. قاضی مرتضوی فكر كرد كه من میخواهم مجوز اكران بگیرم و در سینماها پخش كنم كه با این امر مخالف بود و گفت كه اگر بخواهیم اكران عمومی داشته باشیم باید قسمتهایی از فیلم را حذف كنیم كه من به این كارحاضر بودم. ولی ایشان گفتند كه با وضعیت فعلیاش میتوانید آنرا برای مسئولان ارسال كنید كه من هم این كار را كردم.
ـ در پایان، فكر میكنید كارهایی كه تاكنون، چه در عرصة روزنامه نگاری و چه در عرصة مستندسازی انجام دادهاید، كارهای درستی بوده است؟
این را باید دیگران نظر بدهند، منتها من سعی كردم در هر مقطعی به وظیفة خودم عمل كنم، حرف دیگران خیلی برایم مهم نبود. شكر خدا هر كاری كه كردهایم، به قول امروزیها تركانده است! در عرصة نشریات پر مخاطبترین هفتهنامهها را داشتیم و در عرصة فیلم هم همینطور! من هم ظرفیت و استعدادم همین است. شاید اگر بیشتر از این بلد بودم، بهتر از این كار میكردم!
سه كامپیوتر، دو پرینتر و یك اسكنر در میان انبوهی از فایلها و كاغذها كه از در و دیوار بالا میرود. دفتری محقر، در طبقة پایین یك ساختمان مجلّل! میگویم مگر هنوز اینجا دفتر نشریه است. میگوید: نه! اینجا دائرهالمعارف تدوین میشود. دائرهالمعارف اسارت! ده سال است كه رویش كار میكنم. تا حالا ده هزار صفحه شده !
در ذهنم سالها را میشمارم. یعنی سالی هزار صفحه! دهنمكی تنها كسی است كه در این آپارتمان كوچك كار میكند. هنوز شور و شوق كاركردن دارد. مرا به نشستن بر روی یكی از دو صندلی دفترش دعوت كرد. نشستم. صدای زنگ تلفن بلند شد. او برخاست. به سمت تلفن رفت. حرفش را زد. برگشت و گفت: من حاضرم ! شروع كنید.
ـ چه چیزی باعث شد كه شما بعد از سالها فعالیت مطبوعاتی در نشریات مختلف به فكر ساختن فیلم افتادید؟
«پستمن» یك نویسنده و متفكر غربی است كه جامعة خود را به دو دوره تقسیم میكند، یك دوره فرهنگ شفاهی است و یك دوره فرهنگ مكتوب. فرهنگ مكتوب از اختراع دستگاه چاپ شروع میشود. دوره سوم با اختراع رادیو و تلویزیون، یك عصر جدید است. در این دوره، مخاطب عامتر و لطیفتر است. به نظر من اگر یك مطالعهای هم در جامعة خودمان داشته باشیم ـ گرچه شاید از نظر زمانی این تقسیمبندی منطبق بر تقسیمبندی پستمن در جامعة غربی نباشد ـ میبینیم كه ما نیز یك دورة فرهنگ شفاهی در مساجد، منابر، هیئت ها، قهوهخانه ها و زورخانه ها داریم كه كانون تجمّع عوام الناس بود. ولی از آمدن روزنامه و جراید در ایران، دوره فرهنگ مكتوب آغاز می شود. امّا نسبت كسانی كه امكان استفاده از رسانههای نوشتاری را داشتند، نسبت به تودة مردم در سطح پایینتری بود. ولی از آمدن رادیو و تلویزیون این مخاطب در ایران عامتر میشود. اوج اقتدار رسانههای نوشتاری به نظر من سال 78 است كه تیراژ میلیونی نشریات را داریم و تعدّد و تكثر نشریات و مخاطب بسیار زیاد است. امّا چند سالی است با ورود رسانههای جدید مثل اینترنت و ماهواره و افزایش كانال های تلویزیونی و رادیویی، ما شاهد افت شدید مخاطبان رسانههای نوشتاری هستیم. گرچه رسانههای نوشتاری مخاطب خاص خود را دارند، امّا امروز رسانه های دیگر، مخاطب عام را از رسانه های نوشتاری ربودهاند و از سوی دیگر تاثیر رسانه های دیداری و شنیداری بسیار بیشتر از رسانههای مكتوب است. ما هم برای بیان دیدگاهها و مطالباتمان استفاده از ابزار های مشروع را در دستور كار خودمان قرار دادیم. رویكرد به فیلم هم چند سالی بود كه در ذهنم وجود داشت، منتها نمیخواستم موازیكاری باشد.
ـ موازی كاری با چه كسانی؟
موازی كاری با افراد دیگر. یعنی من حتی اگر نشریهای چاپ میكردم، سعی میكردم كاری متفاوت ارائه دهم و حتّی در شكل هم به تكراریگویی نیفتم. و نشریات شلمچه و جبهه هم با نشریات دیگر حتی با نشریات همسویش متفاوت بود. در عالم فیلم هم، طبق بررسیای كه كردم دیدم كه ما دربیان بسیاری از كلیّات نقطه ضعف چندانی نداریم. خیلی از حرفها زده شد و هنوز هم زده میشود و به بهترین شكلش هم زده میشود. امّا در باب مسئلة عدالت در قالب فیلم در وادی هنر ما یك پایمان می لنگد و وارد این عرصه نشدهایم. به خاطر همین انگیزه وارد عالم رسانه فیلم شدیم.
ـ واقعاً فكر میكنید كارهای موازی در این زمینه نبوده است؟
به نظر من شبیه كه اصلاً نبوده یا اگر در مواردی هم بوده است باز به كلّیگویی افتاده، چرا كه واكنشهایی كه نسبت به فیلم فقر و فحشا میبینیم، در مقابل فیلمهای مشابه به این شكل نمیبینیم. شاید در عرصة فیلم سینمایی در باب فحشا حرفهایی زده باشند، ولی در قالب داستانی بوده و نه در قالب مستند. و دیگر اینكه عنوانی كه ما برای فیلم نتخاب كردهایم، عنوانی بكر بوده و كسی بدان نپرداخته است.
ـ چه چیزی باعث شد كه به موضوع فحشا بپردازید؟
ببینید، محور مقولهای كه ما در فیلم انتخاب كردهایم، فحشا نیست. محورش بحران عدالت است. فحشا یكی از معلولهای فقر و بی عدالتی است؛ یعنی فقر می تواند تبعاتی مثل دزدی و رشوهخواری و طلاق و بسیاری عوامل دیگر داشته باشد. همانطور كه فحشا می تواند بر اثر عواملی چون تربیت خانوادگی و عوامل فرهنگی و روانی و اجتماعی و ... باشد. ولی یكی از مقوله های اصلی كه میتواند منجربه فحشا شود، مقولة فقر است. حضرت علی(ع) میفرمایند: كاد الفقر ان یكون الكفرا؛ یعنی فقر اگر بیاید، هر آینه است كه ایمان تبدیل به كفر شود. این یعنی اینكه اگر به فرض هم در جامعه ما، از لحاظ فرهنگی آنقدر كار شده باشد كه مردم مؤمنی هم داشته باشیم، معلوم نیست چند درصد از همانها نیز در معرض امتحان، سربلند بیرون بیایند. مقولة فقر آنقدر اهمیّت دارد كه حضرت علی(ع) در نامة خود به محمد حنیفه او را از آسیب فقر نهیب میدهد. میگوید فقر اگر بیاید، دین آدم را متزلزل میكند. در نامه به مالك اشتر نیز می گوید كه نگذار به مردم از لحاظ معیشت سخت بگذرد، كه این سختی معیشت باعث از دست رفتن دین مردم میشود. حكومت از دیدگاه حضرت علی(ع) 3 وظیفه برعهده دارد: عمران بلاد؛ یعنی بحث آبادانی، توسعه اقتصادی و غیره، اصلاح نفوس و تربیت و حفظ امنیت. یعنی اگر این 3 وظیفه به صورت هماهنگ انجام شود، بسیاری از آسیبهایمان درصد پایینی خواهند داشت.
ـ ما در علوم اجتماعی پدیدهای به نام پدیدة تام اجتماعی داریم. به نظر من فیلم فقر و فحشا، پدیدة فقر را به عنوان متغیّر مستقل در نظر گرفته و پدیدة فحشا را به عنوان متغیّر وابسته. یعنی یك متغیرّه به بحث نگاه كرده است، در حالی همانطوركه خودتان نیزگفتید، متغیّرهای مهم دیگری نیز در این زمینه وجود داشته است.
ببینید وقتی ما اسم فیلم را فقر و فحشا گذاشتهایم؛ یعنی باید دربارة این متغیّر بحث كرد. متغیّر اقتصادی ای كه موجب فحشا میشود. بله! ممكن است فیلمهای دیگری هم ساخته شود كه متغیّرهای دیگری را نیز بتوان در آن مطرح كرد. امّا من برای اینكه به این مورد هم جواب داده باشم، فیلم را به چند مقطع تقسیم كردم. مقطعی است كه فقر مطلق است. این فقر مطلق شاخصة اصلی فقری است كه منتج به فحشا می شود. در بحث ندیشنی كه آقای میرشكاك در فیلم میخواند ما عوامل اجتماعی و فرهنگی دیگر را مورد بررسی قرار میدهیم. فقر نسبی كه ناشی از تفكّر لیبرالیستی و اقتصاد كاپیتالیستی است، جامعة قناعتمحور را دعوت به مصرف بیشتر میكند. یعنی اگر كسی به خاطر نان شب تن به فحشا یا معصیت یا هر كار دیگری میدهد، امروز به خاطر فقر نسبی و فرهنگسازیای كه توسط رسانهها و فرهنگ عمومی ما میشود، با نداشتن موبایل و ماشین و غیره، هنوز خود را فقیر میداند. وقتی خود را نسبت به یك طبقة دیگری در جامعه میسنجد، خودش را فقیر میداند و بعضاً خود را محق میداند كه تن به این كارها دهد. در ندیشن فیلم بحث امنیت اخلاقی خانمها هم مطرح میشود. قرار نیست همة تقصیرها به گردن خانمها انداخته شود. مثلاً آنجایی كه میبینیم جلوی پای هر خانم دهها ترمز زده میشود، آنجا آن مرد از تنوعطلبی این كار را میكند. البته ممكن است از فقر نیز باشد. مردی كه نمیتواند به علّت فقر ازدواج كند، به دنبال راه حلّ ارزانتری خواهد رفت.
ـ چرا فقر و فحشا را در سالهای قبل نساختید. مگر در زمان مثلاً قبل از دوم خرداد، این مسائل وجود نداشته است؟
اگر بخواهیم برای فیلم زمان بتراشیم و آن را متعلّق به مقطع زمانی خاصّی بدانیم، آن فیلم متعلّق به همان مقطع خواهد بود. یعنی خیلی از فیلمهایی هستند كه اگر امروز هم به آنها نگاه كنیم، میتوانیم برایش مصداقیابی كنیم. من به دنبال این نبودم كه فیلم را برای كوبیدن كسی، جریان یا دولت خاصّی بسازم. این فیلم برای طرح یك معضل اجتماعی در جامعه ساخته شده است. ما بحران عدالت را سالهاست كه در جامعهمان داریم و فساد اخلاقی چیزی نیست كه مختص به امروز باشد. امّا مقاطعی است كه با یك سری آزادیها و ولنگاریها، این كف روی آب كنار زده میشود، واگرنه بحث فاصلة طبقاتی سالهاست كه در كشور و حتی قبل از انقلاب نیز وجود داشته است. امروز هم است. منتها به نظر من اگر بخواهیم این را در انحصار عوامل خارجی مثل تهاجمفرهنگی و یا اگر گردن دشمن بیندازیم و یا اگر بخواهیم در داخل، متعلق به یك گروه یا جریان خاصّی بدانیم، این پاككردن صورت مسئله است. یعنی انحرافی نگاهكردن به قضیه.
ـ مخاطبان اصلی فیلم شما چه كسانیاند؟
شما اگر روزنامهها را هر روز مرور كنید، خط به خط آنچه كه در فیلم آمده را میبینید. از بحث رفتن دخترها به دوبی گرفته تا بحث زنان شوهردار و بحث دانشجویانی كه در كلاسهای كنكور گرفتار استادهای ناباب میشوند. امّا چرا وقتی این مسائل در قالب فیلم میآید، اینقدر واكنش نسبت به آن ایجاد میشود. به خاطر این است كه فیلم عینیتر و واقعیتر به قضیه میپردازد و آدمها را متاثّر میكند. ولی این متاثّر كردن به نوع مخاطب نیز برمیگردد. مسئولین ما اگر روزنامهها را به این شكلش نخوانند، در بولتنها، آمارهایی در مورد فساد و فحشا و غیره میخوانند، از من و شما هم در این مورد بیشتر میدانند. امّا چرا وقتی به فیلم برمیگردد، شاكی میشوند و شكایت میكنند. این به خاطر عینی بودن فیلم و تاثیرگذاری آن است.
ـ منظورتان این است كه شما این فیلم را برای مسئولان ساختید؟
من فكر كردم خاكریز اول در فیلم فقر و فحشا، مسئولین باید باشند. شاید مسئولینی كه در بولتنها و پشت شیشههای دودی ماشینها این چیزها را نمیبینند و برایشان قابل درك نیست، با دیدن این فیلم كه حالت تراژدی هم دارد، به خودشان بیایند. ما هم مامور به ادای تكلیف و وظیفهایم و نه مامور به نتیجه. من هنر را برای همین ارتباط بین توده و مسئولین میدانم و وظیفة هنرمند انتقال این مسائل به مسئولین است. مردم را هم به عنوان خاكریز بعدی فیلم انتخاب نكرده بودم. چرا كه دیدن این فیلم برای مردم مثل نمك بر زخم آنها پاشیدن است. مردم هر روز این مسائل را در اتوبوس، درخیابان، در كلاس و در همه جا میبینند و میشنوند و با این دردها ملموسند. ولی به هر حال من فكر میكردم اگر به دنبال كسب مجوز برای این فیلم بروم، آن وقت میشد با یك حذف و اصلاحاتی یك نسخه برای مخاطبان عام نیز تدوین كرد.
ـ شما هدف اصلی خود را از ساخت این فیلم تاثیر بر مسئولان دانستهاید، فكر می كنید به هدف خودتان رسیدهاید؟
هدف من با توجه به «ما رمیت اذ رمیت و لكنّ الله رما» بوده است. یك وقت آدم یك تیری را رها میكند، اگر به خاطر خدا باشد، خود خدا میداند كه این تیر را به كجا بزند.
ـ شاید تیر به خودمان بخورد؟
اگر خدا ساربان است، میداند كه شتر را كجا بخواباند و به اعتقاد من فیلم كار خودش را كرده است.
ـ ما در عمل دیدیم كهCD این فیلم در تمام ایران و به صورت گسترده برای مخاطب عام پخش شد. من احساس میكنم كه دستی در كار بوده است كه فیلم را در ایران پخش كرده است.
اول از اینكه دستی در این كار وجود داشته باشد را قبول ندارم. دیگر اینكه وقتی دهكدة جهانی اطّلاعات برقرار میشود، شما میبینید كه امنیتیترین فیلمها مثل بازجویی زن سعید امامی از اینترنت و غیره پخش میشود. فیلمهای سینمایی كه هنوز جایی اكران نشده و طرف صدها میلیون خرجش كرده به راحتی در كنار خیابان به فروش میرسد. امّا اینكه چرا این فیلم با این واكنش و با این استقبال مواجه میشود، یك سؤال اساسی است. آیا با توجّه به عنوان فیلم، مردم به دنبال نگاه كردن صحنههای پورنو و غیره از این فیلم بودهاند كه این فیلم به این صورت مخاطب داشته است. كه اگر این جور باشد، بدتر از اینها در جامعه است. باشگاه خبرنگاران جوان فیلمی ساخته است كه طرف در توالت آرایش میكند. یا فیلمهای مستند دیگری در باب صحبت با دختران فراری ساخته شده كه به جشنوارههای خارجی رفته است، چرا آنها در جامعه پخش نشد؟ به نظر من به خاطر این است كه مردم این درد را، درد خودشان میدانستند. من معتقدم اگر قرار بود دستی در كار توزیع این فیلم باشد، باید به دنبال منافع مادی باشد كه هیچ منفعت مادی برای من یكی نداشته است. البته شاید اگر با اكران خصوصی فیلم مخالفتی نمیشد، مردم اینقدر برای دیدن فیلم حساس نمیشدند. امّا به نظر من، مردم تشنة عدالت و فریادهایی هستند كه عدالت را فریاد بزند. در فیلم، بحث فحشا در حاشیه است. بحث، بحث عدالت و فاصلة طبقاتی است. به نظر من فیلم زجرنامهای همگانی است، به همین دلیل یك اپیدمی شده است.
ـ به نظر من فیلم فقر و فحشا یك فیلم عامهپسند است. آیا یك فیلم عامه پسند میتواند تاثیرات مثبتی در جامعه داشته باشد؟
نباید فكر كنیم كه فیلم باید در جامعه شقّالقمر كند! من نمیخواهم دچار خودستایی شوم. امّا بعضی میگویند فیلم هیچی ندارد، اگر هیچی ندارد پس چرا نگاه میكنند؟ موفقیت یك فیلم را باید با همین چیزها سنجید.
ـ قبول دارید كه عامهپسند است؟
اصلاً بحث عامپسند و خاصپسند نداریم. مسئولین را هم من عام میدانم. احساس در همة آدمها است. هم مسئول احساس و عواطف دارد و هم مردم عادی. اینكه من بگویم میخواهم فیلم روشنفكری بسازم، هیچ وقت نمیتواند تاثیرگذاری داشته باشد. مسئولین عینیتر از این فیلمها، یعنی آمارها را میبینند. قضات دادگستری متهمان این مسائل را عینی میبینند. اما من از محافل خاص خبر دارم كه نشستهاند و ساعتها در مورد فیلم بحث كردند، چه نفیاً و چه اثباتاً. به نظر من این به موفقیت فیلم برمیگردد. موفقیت همین است كه فیلم ایجاد سوال كرده است، حتّی اگر این طرح سؤال، یك كار ضعیف باشد. هر چه باشد بر اثر این فیلم امروز بحثهای شفافتری را میبینیم. باعث شد كه خیلی از روزنامهها به بهانة فیلم، این معضل را مورد بررسی قرار دهند. امّا به نظر من باز بحث اصلی بحران عدالت است كه باز مورد غفلت قرار میگیرد.
ـ شما قبل از اینكه فیلم فقر و فحشا را بسازید، نسبت به كسانی كه این فیلم را در موردشان ساختهاید، چه نظری داشتید؟
من از قدیم هم بحثم این بود كه اینها معلولند، علّت نیستند. امّا این دلیل نمیشود كه ما معلول را رها كنیم و به سراغ علّت برویم. مبارزه با علّت و معلول باید تواماً باشد. منتها همان مبارزه نیز باید قانونمند و شرعی باشد. همان كسی كه از سر نداری به دنبال فحشا میرود، معلول بحران عدالت است و هم آن كسی كه از روی زیادهخواهی به دنبال فحشا میرود، باز معلول تحولات جامعة فرهنگی است. حضرت علی میفرماید كه ضمیر جوان مثل زمین بایر است، هر كس بكارد، هم او درو خواهد كرد. اگر ما كاشته بودیم، ما درو میكردیم. من با ساختن این فیلم بیشتر از همه خودم متاثّر شدم.یعنی بارها شد كه در هنگام ساخت فیلم، از اینكه فیلم را ادامه دهم، پشیمان شدم. من فكر كنم كسانی كه مسئولیت در قبال نوامیس مردم دارند، بدجوری باید جواب پس بدهند. بسیجی تا دیروز روی مین میرفت تا بعثیها آن بلا را سر نوامیس مردم در بستان درنیاورند. اما...
ـ شما اصلاً دورههای فیلمسازی را گذارندهاید؟
نه! فقط مطالعاتی در این زمینه داشتهام.
ـ قبل از مستند فقر و فحشا، فیلم دیگری ساختهاید؟
نه. این اولین تجربة هنری من بود.
ـ فیلم «مرگ بر آمریكا» را پیش از این شما نساختهاید؟
مرگ بر آمریكا یك فیلم داستانی كوتاه بود كه من تهیّهكنندهاش بودم. كارگردان این فیلم آقای كشاورز بودند كه اتفاقاً پخش هم نشد.
ـ برای فیلم فقر و فحشا چقدر مطالعه صورت گرفت؟
تحقیق اجتماعیاش یكسال طول كشید كه همزمان با فیلمبرداری بود.
ـ برگردیم به متن فیلم! بسیاری اعتقاد دارند كه از نظر ساخت فنّی، فیلم كیفیت پایینی دارد. نظر شما در این زمینه چیست؟
ببینید. اول باید فیلم مستند را تعریف كرد. قالب مستند با فیلم داستانی خیلی فرق میكند. در فیلم داستانی شما امكان بهرهگیری از عوامل حرفهای و لوازم فنّی زیادی را دارید. ولی در مستند، شما یك واقعه را بیان میكنید. دیگر در اینجا كسی به لغزش دوربین و غیره توجّه نمیكند. در مقولة مستند، محتوا بر فرم میچربد و این محتواست كه حرف اول را میزند و فرم در حالت دوم قرار دارد. حتی فقر و فحشا را نمیتوان با سایر مستندها در این زمینه سنجید. مستندهای گزارشی و غیره با هماهنگی قبلی و طرف با افتخار در جلوی دوربینهای متعدّد مینشیند و حرف میزند. در این مورد، شما حتّی امكان صحبت با همه را ندارید. این جوری نیست كه سوژه در خیابان ریخته باشد و حاضر باشد در مورد فحشایی كه دارد، با شما حرف بزند. در خیلی موارد باید دوربین مخفی باشد. خیلیجاها باید به گونهای كار كنید كه طرف در مورد آبرویش ترسی نداشته باشد. در خیلی موارد من هم فیلمبردار بودم، هم صدا بردار و هم مصاحبهگر! و این بستر به ما اجازه نمیداد كه قدرت مانور فنّی در خیلی چیزها داشته باشیم. حتّی در زمینة تدوین، ما دچار مشكل بودیم، هر كسی حاضر نبود پای میز تدوین بنشیند. به هر حال ترس و عوارض دیگری وجود داشت. من 10 جا برای تدوین هماهنگی كرده بودم و كنسل شده بود. یعنی بعضی جاها شروع كردیم و بعد كنسل شد. همه از هزینة این جور حرفها میترسند و همین باعث افت فنّی و كیفی فیلم میشود. دوربینها و عوامل مؤثر دیگری كه ما استفاده كردیم، همه غیر حرفهای بود.
ـ چرا شخصیتی مانند میرشكاك برای فیلم انتخاب شد؟
به نظر من، میرشكاك كسی است كه جامعة ادبی و فرهنگی ما قدرش را ندانسته است. حرفها و مقالهای كه ایشان در فیلم بیان كرده، مربوط به مقالهای به نام دوزخ پایتخت در سال 73 است. بسیاری از تبعات و آسیبهای اجتماعی كه ایشان آن موقع نهیب زده، توسط حضرات مورد غفلت واقع شده است. من با توجّه به وضعیت بغرنجی كه ایشان در آن مقطع داشت، احساس كردم شاید این آخرین فرصتی باشد كه من دین خود را نسبت به میرشكاك ادا كرده باشم.
ـ ظاهراً فیلم بعدی شما «از كجا آوردهاید» است. این فیلم در چه مراحلی قرار دارید؟
درخواست آن را میخواهم بدهم. اگر مجوّزهای لازم صادر شود، آن را میسازم. این فیلم به بحث فاصلة طبقاتی در جامعه میپردازد. بیشتر از این نمیتوانم توضیح دهم، چون احتمال دارد سوژههایش بسوزد.
ـ در خبرها آمده بود كه شما و دوستانتان در حال نوشتن یك فیلمنامه داستانی به نام «كیمیاگران» هستید. این كار در چه مراحلی قرار دارد؟
من قضیه را جدّی گرفتم. طرح داستانش از خودم است. فعلاً در حال نوشتن فیلمنامهاش هستیم. یك گروه فیلمنامهنویسی روی آن كار میكند. انشاالله اگر فیلمنامهاش تمام شد و تهیّه كنندة مناسبی پیدا كردم، حتماً آن را میسازم.
ـ موضوعش چیست؟
ژانر جنگی دارد. منتها یك نگاه جدید به مقولة دفاع مقدس است كه بیشتر به بعد انسانی قضیه میپردازد. به هر حال نگاه كلیشهای به جنگ ندارد. به نظر من موضوع فیلم، بخشی از دفاع مقدس است كه مورد غفلت واقع شده. ترجیح میدهم بیشتر از این اظهار نظر نكنم!
ـ میگویند كه نیروی انتظامی از شما به خاطر فیلم فقر و فحشا شكایت كرده است.
من خودم این قضیه را در روزنامة ایران خواندم. هنوز هم هیچ اخطاریهای در این مورد برایم نیامده است. حتّی نمیدانم كدام بخش از نیروی انتظامی شكایت كرده است.
ـ دلیل شكایت را هم نمیدانید؟
روزنامه نوشته بود اشاعه فحشا !
ـ قبلاً شكایتی از این فیلم صورت نگرفت؟ مثلاً عكسالعمل قاضی مرتضوی در این زمینه چه بود؟
شكایتی صورت نگرفته بود. قاضی مرتضوی فكر كرد كه من میخواهم مجوز اكران بگیرم و در سینماها پخش كنم كه با این امر مخالف بود و گفت كه اگر بخواهیم اكران عمومی داشته باشیم باید قسمتهایی از فیلم را حذف كنیم كه من به این كارحاضر بودم. ولی ایشان گفتند كه با وضعیت فعلیاش میتوانید آنرا برای مسئولان ارسال كنید كه من هم این كار را كردم.
ـ در پایان، فكر میكنید كارهایی كه تاكنون، چه در عرصة روزنامه نگاری و چه در عرصة مستندسازی انجام دادهاید، كارهای درستی بوده است؟
این را باید دیگران نظر بدهند، منتها من سعی كردم در هر مقطعی به وظیفة خودم عمل كنم، حرف دیگران خیلی برایم مهم نبود. شكر خدا هر كاری كه كردهایم، به قول امروزیها تركانده است! در عرصة نشریات پر مخاطبترین هفتهنامهها را داشتیم و در عرصة فیلم هم همینطور! من هم ظرفیت و استعدادم همین است. شاید اگر بیشتر از این بلد بودم، بهتر از این كار میكردم!
حسین شریعتمداری
مدافع انقلاب
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، چهره شناخته شدهای در عالم سیاست محسوب میشود. وی را میتوان در زمره مؤثرترین مفسران سیاسی در دو دهه اخیر دانست. به طوری که در ماه مه سال ۲۰۰۶، روزنامه فایننشال تایمز در فهرستی از تأثیرگذارترین تفسیرگران در کشورهای متفاوت، او را بهعنوان «تأثیرگذارترین تفسیرگر» ایرانی معرفی کرد.( ft.com)
شریعتمداری، فارغ از تفسیرهای بیعیبی و نقصی که از اوضاع سیاسی ایران ارائه میکند، برای چندمین بار متوالی در ماههای اخیر خبرساز شده است. «مناظره» وی با کواکبیان در برنامه تلویزیونی «رو به فردا» و «شایعه بیماری خطرناک»، از آخرین مواردی است که شریعتمداری را در صدر اخبار قرار داد. اما با شروع سال جدید و با پخش دفاعیات صریح و منطقی وی در برابر شکایت «شیرین عبادی» ـ فعال فراری خارج از کشور ـ از شبکه چهار سیما، بار دیگر موضوع دفاعیات وی در دادگاهها بر سر زبانها افتاد.
فارغ از شکایت عبادی و پیگیری آن توسط نظام قضایی کشور که خود، جای بحث فراوان دارد باید گفت که شریعتمداری، سابقه و ید طولایی در ارائه دفاعیات مستدل و منطقی دارد. پیش از این نیز، وی بارها در زمان حاکمیت اصلاحطلبان، با شکایت آنان در دادگاههای مختلف حضور یافته و به دفاع از انقلاب اسلامی پرداخته بود که مجموعهای از آنها در کتابی با عنوان «صد سینه سخن» در همان زمانها منتشر گردیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته بود. در حقیقت، دادگاههای حسین شریعتمداری به عنوان مدیرمسئول کیهان، جایگاهی برای دفاع از انقلاب اسلامی در برابر معاندان است و وی در واقع در برابر هجمه ضدانقلاب در مقام پاسخگویی بر میآید. این بار نیز با پخش دفاعیات وی در برابر شیرین عبادی، رسانههای وابسته دچار بهت و حیرت شده و خود را بازنده این نبرد رسانهای دیدند. این دفاعیات شامل ارائه اسناد مستندی از ارتباط شیرین عبادی با عناصر صهیونیست، علت اعطای جایزه صلح نوبل به وی و حمایت از همجنسگرایان و بهائیان میشد.
پارسا پیروزفر
دردسر خروج از ایران
خروج و ورود هنرمندان از ایران، همیشه مورد توجه رسانههای داخلی بوده است و چه بسا با یک شایعه جزئی، نام یکی از هنرمندان در رسانهها مطرح و بر سر زبانها میافتاد. اما آن چیزی که این روزها مورد توجه محافل رسانهای قرار دارد، خروج دائمی سینماگران از ایران است تا از رهگذر آن انتقادات فراوانی را متوجه دستگاه فرهنگی کشور سازند. در خبرها آمده بود که پارسا پیروزفر نیز با اتمام فیلمبرداری سریال در حال پخش «در چشم باد» در آمریکا مانده است و قصد بازگشت به ایران را ندارد. جالب اینکه در ادامه این شایعات مطرح شد که پیروزفر قصد ادامه تحصیل در آمریکا را دارد و جهت این امر به ایران مراجعت نکرده است. اما همه این شایعات با مصاحبه «شبکه ایران» با وی پایان یافت. پیروزفر در این مصاحبه تاکید کرد که دو ماه است که در ایران به سر میبرد و پس از پایان فیلمبرداری به ایران مراجعت کرده است و این شایعات را موکداً تکذیب کرد.
پیروزفر در سریال در چشم باد، در نقش «بیژن ایرانی» ایفای نقش میکند که به نوعی میتوان وی را اصلیترین نقش فصلهای دوم و سوم سریال دانست. وی لیسانس نقاشی دارد و حضور در فیلمهایی همچون مهمان مامان، اشک سرما و ضیافت و همچنین سریالهای در پناه تو، در قلب من و سفر سبز از نقاط برجسته کارنامه کاری وی محسوب میشود. از افتخارات وی نیز میتوان به جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم های آسیایی دهلی نو برای بازی در فیلم اشک سرما و تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم مهمان مامان اشاره کرد.( iranactor.com)
پیروزفر کمتر اهل ارتباط با رسانهها است و چهرهای جنجالی در مطبوعات محسوب نمیشود.
علیرضا افتخاری
رکورددار آثار موسیقایی کشور، باز هم رکورد زد
همین چند ماه پیش بود که شایعه مهاجرت علیرضا افتخاری به فرانسه و کاهش فعالیتهایش در عرصه موسیقی، در فضای رسانهای کشور پیچید که به سرعت نیز از سوی وی تکذیب شد و افتخاری در گفتگو با خبرگزاری «فارس»، ایران بهترین مکان برای زندگی دانست. هرچند که تاکید کرد که از این پس شاهد تولیدات انبوه وی در عرصه موسیقی نخواهیم بود.
این مسئله از آنجا اهمیت پیدا میکرد که افتخاری، رکورددار ارائه آثار موسیقایی در کشور محسوب میشود و تا کنون حدود 80 آلبوم موسیقی در کشور منتشر کرده است. از نیلوفرانه 1 و 2 و همچنین آلبوم راز گل، میتوان به عنوان خاطرهانگیزترین آلبوم های افتخاری یاد کرد که در این میان، نیلوفرانه با فروش بیش از سه میلیون نسخه از پرفروشترین آثار هنری کشور است.
در سالهای اخیر نیز افتخاری فعالانه در عرصه هنر ظاهر شده و آلبومهای زیادی را منتشر کرده است. اما با مصاحبه وی و تاکید بر کاهش فعالیتهای هنری، انتظار میرفت که وی از شدت فعالیتهایش بکاهد که این گونه نشد و وی با انتشار همزمان در آلبوم موسیقی به نامهای «گرفتار» و «جاده ابریشم»، در عرصه موسیقی ظاهر گشت. انتشار دو آلبوم همزمان، به طور قطع در فروش این اثر هنری نیز به مانند کارهای اخیر وی، اثر نامطلوب خواهد گذاشت. گفتنی است که آخرین آلبومهای افتخاری با افت فروش شدیدی مواجه بودهاند.
افتخاری، متولد اصفهان و بیش از دو دهه است که در عرصه موسیقی سنتی ایران فعالیت میکند و از افتخارات این هنر اصیل محسوب میشود. وی قبل از فعالیتهای متمادی در عرصه هنر، در عرصه ساخت و ساز و کارهای ساختمانی فعالیت داشته است. ( musicema.com)
عبدالصمد مرفاوی
پایان تنش در اردوی استقلال
فوتبال، از خبرسازترین و پرحاشیهترین حوزههای خبری در ایران است. به طوری که گاهی اوقات، حاشیههای این ورزش، گوی سبقت را از حوزههایی مانند سیاست و اقتصاد نیز میرباید. این گونه است که هر روز چند جنجال خبری بزرگ دامنگیر فوتبال ایران میشود. مخصوصا اگر این حاشیهها به آبی و قرمز مربوط باشد. عبدالصمد مرفاوی، سرمربی آبیپوشان ایران نیز از این جنجالها به دور نیست. هرچند که مرفاوی را یکی از کمحاشیهترینهای فوتبال میدانند، اما حاشیهها دست از سر آبی و قرمز نخواهند برداشت. شاید درگیری لفظی سرمربی و کاپیتان، امری عادی به نظر برسد، البته اگر رسانهها وارد این درگیری لفظی نشوند! مسئلهای که با اشتباه فنی مجیدی در بازی با راهآهن و فشار روانی بر هر دو استقلالی در هفتههای پایانی لیگ، شروع شد. در شرایطی که بازی با نتیجه تساوی بدون گل دنبال می شد، یک اشتباه از فرهاد مجیدی کافی بود تا سرمربی تیم استقلال او را مواخذه کند. برخورد سرمربی تیم استقلال با مجیدی، واکنش کاپیتان آبی پوشان را به دنبال داشت که در نهایت منجر به درگیری لفظی این دو در کنار زمین شد. مرفاوی هم که از برخورد مجیدی ناراحت شده بود، حتی قصد تعویض او را داشت. در این میان، شعار هواداران در حمایت از مجیدی و علیه مرفاوی، باعث درگیری امیرحسین صادقی، دیگر بازیکن استقلال با هواداران نیز شد. البته خوشبختانه، این غائله قبل از بازی با الشباب عربستان – در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا - با معذرتخواهی مجیدی از مرفاوی پایان یافت تا آرامش بار دیگر به اردوی استقلال برگردد.(mehrnews.com)
مرفاوی، سالهای متمادی از دوران بازیگری و مربیگریاش را در استقلال گذرانده است و افتخارات زیادی نیز در این زمینه کسب کرده است. جالب آنکه پایان دوره بازیگری وی در پست مهاجم در تیم ملی با شروع بازیگری علی دایی در تیم ملی همراه بوده است. امروز هر دو، در کسوت سرمربیان آبی و قرمز، تیمهای محبوبشان را همراهی میکنند.
دنیز بایکال
رسوایی از نوع احزاب لائیک
انتشار اخبار و یا مستنداتی از روابط نامشروع سردمداران سیاسی دنیا، از حاشیههایی است که جنجالی فراتر از متن ایجاد میکند. در سالهای اخیر نیز سیاستمداران زیادی گرفتار رفتارهای غیراخلاقی خود شدهاند. داستان مشهور بیل کلینتون در سالهای و رکوردزنی سارکوزی و همسرش در فساد اخلاقی از نمونههای بارز این مسئله است.
اما این بار، انتشار فیلمی غیر اخلاقی از دنیز بایکال، رهبر حزب جمهوریخواه خلق، از احزاب لائیک و مخالف دولت اسلامگرای ترکیه، باعث رسوایی گسترده مخالفان دولت در ترکیه شد. به طوری که بایکال مجبور به استعفا از سمت خود در این حزب گشت. انتشار این فیلم از آنجا اهمیت دارد که ترکیه، در سالهای اخیر به شدت به سمت اسلامگرایی پیش رفته است و مردم این کشور چنین رسواییهایی را بر نمیتابند. بایکال نیز برای آنکه رسوایی وی متوجه حزب متبوعش نگردد، استعفا داده و انتشار این فیلم را به مخالفان نسبت داده است. این در حالی است که رجب طیب اردوغان، این ادعا را مانند دیگر اعمال بایکال، کثیف دانسته و دستور پیگیری عاملان انتشار فیلم را داده است.
دنیز بایکال 71 ساله از سال 1992 رهبری حزب جمهوریخواه خلق را بر عهده داشته است. این حزب از سال 2003 و پس از شکست از حزب عدالت و توسعه، از صحنه سیاسی ترکیه کنار رفته بود. ناظران سیاسی معتقدند که انتشار فیلم رابطه نامشروع بایکال با نسرین بایتوک – یکی از نمایندگان متاهل حزب – باعث گردیده است که امیدهای حزب لائیک برای بازگشتن به مصدر قدرت بر باد رود.(inn.ir)
محمد رضا مخبر دزفولی
دفاع از احکام شورای عالی انقلاب فرهنگی
اظهارنظر اعضای هیئت موسس دانشگاه آزاد مبنی بر غیرقانونی و غیر شرعی بودن مصوبات شورای انقلاب فرهنگی باعث شد تا بار دیگر، نام شورای انقلاب فرهنگی و دبیر آن شورا در پاسخگویی به ادعاها بر سر زبانها افتد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، چند هفته پیش، پس از چند سال کار مداوم، اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی را به این دانشگاه ابلاغ کرد. اما این ابلاغ، تنها باعث شروع جنجالهای جدید از سوی هیئت موسس و امنای این دانشگاه گردید. به طوری که دکتر محمد رضا مخبر دزفولی، دبیر شورا، بارها در هفته گذشته در گفتگو با رسانههای مختلف کشور، در مقام پاسخگویی به ادعاها برآمده و به دفاع و تبیین اساسنامه قانونی شورای انقلاب فرهنگی در این زمینه پرداخت. وی در همین زمینه تاکید کرده است که مسیر تنظیم و تصویب اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی کاملا قانونی بوده و امکان تجدیدنظر در آن وجود ندارد و از سال 1385 در دستورکار شورا قرار داشته است.(irna.ir) مخبر دزفولی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است و از سال 1381 به عضویت شورا درآمده و از سال 1384 نیز دبیری شورا را برعهده دارد. (giranculture.or)
لازم به ذکر است که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم قانون را داشته و لازم الاجرا است. پیش از این نیز به دنبال استفسار مورخ ۲۹/۱۱/۶۳ رئیسجمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضرت امام (ره) در تاریخ ۶/۱۲/۶۳ پاسخ فرمودند: «ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع مینمایند باید ترتیب آثار داده شود».(farsnews.com)
سردار شهید علی هاشمی
آخرین بازمانده
شاید بعد از 22 سال بعد از شهادت، چهره شدن کمی دیر باشد. اما سردار شهید علی هاشمی، سالهاست که نزد معبود خویش، چهره درخشان عالم شهادت در راه حق و حقیقت محسوب میشود. این روزها، که خبر یافتن پیکر مطهر سردار شهید علی هاشمی، در صدر اخبار رسانهها قرار گرفت، راز سکوت 20 ساله در بیان مجاهدتهای آن شهید نیز شکست. عیان گشت که همیشه جای نام و تصویر این قهرمان ملی، در کنار نامهایی همچون همت، باکری، زین الدین و ... خالی بود.
تا کنون، کمتر به داستان این سردار بزرگ جبهه حق علیه باطل، پرداخته شده است. به سایت کنگره سرداران شهید خوزستان که میروید، هنوز نام «جاوید الاثر» در کنار گزینه «مزار شهید» به چشم میخورد. اما این راز سکوت بیست ساله نیست. داستان از این قرار است که هیچ کس از سرنوشت سردار هور، آگاه نبوده است و این احتمال داده میشد که وی در چنگال رژیم بعثی صدام به اسارت گرفتار شده باشد و با بیان مجاهدتها و موقعیت عالی وی در اداره و برنامهریزی جنگ، رژیم منحوس صدام، وی را به شهادت رساند. از این رو، خانواده شهید و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمایلی به معرفی این قهرمان ملی نداشتهاند.( asriran.com)
سردار شهید علی هاشمی، از اعراب محلی خوزستان و متولد اهواز است که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 به عضویت كمیته انقلاب اسلامی درآمد و درسال 1359 تیپ 37 نور را تشكیل داد. اما نام این شهید با قرارگاه نصرت و تلاشهای شبانه روزی وی در منطقه هورالهویزه جهت انجام عملیات خیبر در سال 62 و بدر در سال 63 گره خورده است. در واقع یکی از جبهههای فعال عملیاتی ایران علیه رژیم بعث عراق، منطقه هورالهویزه بود که شهید علی هاشمی به انجام مطالعات آن پرداخت و آن را طراحی کرد.
در نهایت، سردار شهید علی هاشمی، بعد از هشت سال مقاومت و دفاع مداوم از آرمانهای انقلاب اسلامی، درچهارم مردادماه سال 67 در یك درگیری نابرابر با دشمن، در منطقه هور، در سن 27 سالگی به شهادت رسید و جاودانه گشت.(aviny.com)
لوئیس ایناسیو داسیلوا
رئیس جمهور محروم
وقتی برزیل در رقابت با آمریکا توانست میزبانی بازیهای المپیک 2016 را کسب کند، لوئیس ایناسیو داسیلوا، رئیس جمهور احساساتی در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید، در سخنانی، اوباما رئیس جمهور امریکا را به سخره گرفت و گفت: «داسیلوا نبودم، اگر به اوباما میباختم!». اظهارات داسیلوا در این باره به سرعت وی را در صدر چهرههای خبری قرار داد. البته رئیس جمهور کشور فوتبال، دستی بر اظهارات فوتبالی هم دارد و اخیرا با اظهار نظر درباره عدم حضور رونالدینهو در جام جهانی، بار دیگر در دنیای ورزش خبرساز شده بود. (inn.ir) اما خبرسازی داسیلوا تنها محدود به عرصه ورزش نبوده است. این روزها، رئیس جمهور برزیل با حضور در تهران و امضاء تفاهم نامه سه جانبه با ایران و ترکیه درباره مسائل هستهای ایران، بار دیگر بخش های خبری را در تسخیر نام خود درآورد. البته پیش از این نیز داسیلوا با اظهار نظرات و دیدار با مقامات ارشد ایرانی از جمله رئیس حمهور ایران، چهره خبرسازی در مواجهه با غرب، به خصوص آمریکا شده بود. به طوری که رسانههای آمریکایی به انتقادات شدیدی از سیاستهای دولت برزیل پرداختند و وی را مورد حملات شدید رسانه ای قرار دادند.
داسیلوای 65 ساله، سی و پنجمین رئیس جمهور برزیل و از بنیانگذاران «حزب کارگر» است که تنها تا کلاس هشتم تحصیل کردهاست. او برای کمک به خانواده خود، کارهایی چون واکسزنی، روزنامه فروشی وکارگری را انجام داده است و در میان مردم محروم برزیل از محبوبیت خاصی برخوردار است. پیشرفت اقتصادی مثبت برزیل در سالهای اخیر و مواضع وی بر علیه جهان سلطه نیز توانسته جایگاه این سیاستمدار را، بیش از پیش محکم سازد.
حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی
شهرت: طلبه سیرجانی!
امروز، کمتر کسی است که در جریان اخبار باشد و نام «طلبه سیرجانی» به گوشش نخورده باشد. البته طلبه سیرجانی، شهرت حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی است که در سالهای اخیر، به واسطه مبارزه با زمینخواری در منطقه سیرجان در استان کرمان، مورد توجه رسانههای عدالتخواه دانشجویی قرار گرفته است.
این روزها، حجت الاسلام جهانشاهی بار دیگر خبرساز شده است. وی چند روز پیش اعلام کرد که قصد دارد همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) پیادهروی انقلابی خود را از مسجد مقدس جمكران با شعار دادخواهی، عدالتخواهی، مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری، به مقصد تهران آغاز خواهد كرد. جهانشاهی همچنین به انتقاد از ماجرای رسیدگی قوه قضائیه به زمینخواری سیرجان پرداخته و عنوان کرده است که از مجازات دانه درشتها و عاملان اصلی خبری نیست.
طلبه سیرجانی تا كنون دو مرتبه دستگیر شده است. وی آخرین بار در راهپیمایی اعتراضی خود از سیرجان به مقصد تهران به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانیت و تشویش اذهان عمومی» دستگیر و توسط دادگاه ویژه روحانیت به حدود دو سال حبس محكوم میشود که در نهایت بعد از گذشت 8ماه و 10 روز از حبس، به فرمان رهبر معظم انقلاب و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ» آزاد میگردد. (jahannews.com) تلاشهای جنبش عدالتخواه دانشجویی و نامههای مختلف تشکلهای دانشجویی و حوزوی و حمایت آنان از این طلبه در دوران محکومیت و همچنین محکومیت زمین خواران در سیرجان، از جمله رویدادهایی است که جهانشاهی را در راهی که پیش گرفته، امیدوار ساخته است.
سیمین معتمد آریا
در جستجوی سکس، خشونت و الکل
فاطمه معتمد آریا، معروف به «سیمین»، از جمله بازیگران جنجالی سینما است که هرزچندگاهی خبرساز میشود. این بار نیز وی توانست با کشف حجاب و بستن دستبند سبز در خارج از کشور، جلوهگری کرده و مورد توجه قرار گیرد! به گزارش جهان نیوز، کشف حجاب از سوی فاطمه معتمدآریا در حالی صورت میگیرد، که وی پس از ممنوع الخروج شدنش تلاشهای بسیاری برای ملاقات با برخی از مسؤولین جهت رایزنی و خروجش از کشور انجام داده است.
البته این اولین بار نیست که معتمد آریا، ارزشهای فرهنگی و اسلامی ایرانیان را زیر پا میگذارد. به طوری که هرچند ماه یکبار، خبرهایی در این زمینه از وی به گوش میرسد. از جمله اظهارات جنجالی معتمدآریا میتوان به گفتههای وی در حاشیه کنفرانس دستاوردها و چالش های ایران که در ایالات مریلند آمریکا و به همت بنیاد پژوهش های ایران - که مورد حمایت جدی مراکز امنیتی آمریکا قرار دارد- برگزار شده، اشاره کرد. وی در حاشیه این اجلاس، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که در سال های بعد از انقلاب، پیدایش سبک جدیدی در فیلم سازی که با حذف سه عامل سکس، خشونت و الکل همراه بود، عملا سینمای ایران را از مهم ترین وجوه جاذبه در سینما محروم کرد و در نتیجه زنان در سینما حذف شدند. وی پیش از این نیز به همراه بازیگران هم تیمی خود در جشنی همراه با رقص و پایکوبی به استهزای برخی سروده های مذهبی و انقلابی پرداخته و هشت سال دفاع مقدس و به طور خاص، «شهید جهان آراء» را مورد توهین و هتاکی قرار داده بود.
معتمدآریای 49 ساله در محافل سیاسی، یکی از مهمترین زنان روشنفکر اصلاح طلب و طرفدار جنبش سبز محسوب میشود. وی همچنین از کسانی است که در بسیاری از تجمعات آشوبگرانه حضوری مثمرثمر داشته است.(asriran.com) هماکنون، سریال آشپزباشی با بازی وی از شبکه یک سیما در حال پخش است. این در حالی است که با جنجال اخیر، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس خواستار ممنوع الچهره شدن وی شده است.
محمد باقر قالیباف
محکومیت فتنهگران
امروز کمتر کسی است که نام محمد باقر قالیباف، شهردار تهران را نشنیده باشد. قالیباف، شهردار تهران از جمله چهرههای سیاسی کشور محسوب میشود که به زودی وارد پنجمین سال فعالیت خود در شهرداری تهران میشود. هرچند وی بیشتر با مسائل شهری، خبرساز میشود، اما این بار اظهارات وی در محکومیت فتنهگران، وی را بار دیگر مورد توجه رسانهها قرار داد. به گزارش سلام سبزوار (رسانه محلی سبزوار) وی در مراسم بزرگداشت سالروز آزادی خرمشهر که در محل مسجد جامع سبزوار برگزار شد، گفت: «همه کسانی که در حوادث پس از انتخابات شرایط را به گونه ای پیش برده که کشور را دچار بحران کردند و دشمنان به نوعی خفته را در داخل و خارج کشور به طمع انداختند گناه نابخشودنی کردند.»
قالیباف که پیش از این نیز در اظهاراتی به محکومیت وقایع عاشورای 88 تهران نیز پرداخته بود، در سال اخیر همواره سعی کرده است که مرزبندی مشخصی با فتنهگران داشته باشد. وی چندی قبل نیز پس از دیدار با یک مقام عالیرتبه نظام به تغییر رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و تحول در مجموعه نشریات همشهری دست زد و خبرساز شد.
جعفر پناهی
دغدغه بیگانگان برای کارگردان ضد انقلاب
حمایت بی حد و حصر عوامل خارجی جشنواره فیلم کن از جعفر پناهی، کارگردان ضدانقلاب، که بیشتر آثارش در جهت تخریب چهره فرهنگی ایرانیان و خوشآمد جشنوارههای خارجی است، بار دیگر سر و صداهای زیادی در محافل رسانهای به پا کرد. با این تفاوت که این بار، اظهارات متناقض ژیل ژاکوب – مدیر جشنواره فیلم کن – در دیدار با جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد باعث مطرح شدن دیگرباره کارگردان ضدانقلاب شد. داستان از این قرار است که با بازداشت جعفر پناهی و عوامل وی - در حالی که مشغول ساخت فیلمی ضد ایرانی و با لوکیشن شکنجه و تجاوز در منزل این کارگردان بودند – مسئولان جشنواره فیلم کن در اقدامی تبلیغاتی بر علیه ایران، وی را به عنوان یکی از داوران جشنواره انتخاب و برای وی صندلی خالی در نظر گرفتند تا هجمه رسانهای را بر علیه ایران انجام دهند. اما با حضور شمقدری در فرانسه و دیدار با مدیر جشنواره کن، ژاکوب از طرف پناهی از شمقدری عذرخواهی کرد و پناهی را «شخصیتی بسیار خشك و سرد و لجباز» دانست که «براین اساس كار خود را دشوارتر میسازد». این گفتهها باعث شد که کمی از فضای ضدایرانی جشنواره و شوی تبلیغاتی بیگانگان کاسته گردد. اما انتشار این اظهارات در خبرگزاریها باعث شد که به سرعت ژاکوب حرف های خود را تحریف شده و غیرواقعی عنوان کند. این در حالی است که شمقدری نیز در پاسخ به ژاكوب اظهار داشت: آقای ژیل ژاكوب به خاطر اعتراض همان كسانی كه او را وادار كردهاند تا صندلی خالی برای جعفر پناهی در افتتاحیه این جشنواره بگذارد، حالا مجبور شده است حرفهایش را پس بگیرد.(farsnews.com)
پناهی، سه شنبه هفته گذشته با وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
آیت الله احمد جنتی
رنجش مردم از عزل و نصب ها
آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان از جمله مسئولانی است که همواره بر حمایت از دولت قانونی دکتر محمود احمدی نژاد تاکید داشته است و در یک سال اخیر کمتر به انتقاد از دولت پرداخته است. اما وی در خطبههای هفته گذشته نمازجمعه تهران، انتقاد صریحی را متوجه عملکرد دولت کرد. در این میان، نکته جالب توجه این است که تاکید بیش از حد بر دلسوزانه بودن این انتقادات، باعث نشد که فضای رسانهای تحت تاثیر قرار گیرد و رسانههای اصولگرای منتقد دولت نیز این انتقادات را کمتر پوشش دادهاند.
البته دبیر شورای نگهبان، ابتدا تاکید کرد که «اکثریت آرای مردم لبیک به رهبری بوده است و پیام این آرا، رای دادن به گفتمان امام و رهبری و رئیس جمهور مبنی بر عدالت محوری و ولایت مداری و ساده زیستی و اصل دانستن مردم به ویژه محرومان بود. همه کسانی که رای داده اند انتظار دارند این شاخص ها رعایت شود و رئیس جمهور هم تا جایی که در توان داشته در راستای این محورها کارها کرده است.» وی در ادامه از بعضی عزل و نصبهای دولت دهم انتقاد کرد و گفت: «دوستانه به برادر عزیز بگویم که مردم نباید برنجند. عزل و نصب هایی که انجام شد باعث رنجش مردم شده علیرغم اینکه همه حمایت ها باید صورت گیرد. شما می آیید به کسی که مورد اعتراض مردم و مراجع بوده است، پست کلیدی می دهید. شما ممکن است در صلاحیت معنوی وی شک نداشته باشید ولی نباید به نظر دیگران بی توجه باشید.» (eramnews.ir)
فریبا داودی مهاجر
برکشیدن نقاب از چهره
با پخش صحنه کشف حجاب «فریبا داودی مهاجر» - فعال خارجنشین اصلاح طلب، مشاور وزیر علوم و عضو دفتر رئیس جمهور در زمان اصلاحات – در مستند واحد مرکزی خبر، بار دیگر دورویی و نفاق بعضی چهرههای فعال دوران اصلاحات آشکار گشت. وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «صدای آمریکا» و به درخواست مجری، در اعتراض به وضعیت حجاب، کشف حجاب کرد. البته وی پیش از این نیز بدون حجاب در مجامع حاضر میشد. که البته مجری صدای آمریکا نیز بر این نکته تاکید کرده است. چند ماه پیش نیز سایتهای مختلف اصولگرا، عکسهای داودی مهاجر را – پیش و پس از خروج از کشور – منتشر ساختند. در این عکسها، وی با حجاب چادر قابل رؤیت است. در حالی که اکنون، با نفی هرگونه عملی که به اعتقادات دینی مرتبط است، به کشف حجاب خود پرداخته است.
داودی، عضو سیاستگذاری سازمان غیرقانونی دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت است. بیشتر اعضای این سازمان، از فعالان ضد انقلاب هستند و در خارج از کشور، بر علیه مردم ایران فعالیت میکنند. به طوری که چند روز پیش نیز خبر پیوستن یکی از اعضای این سازمان غیرقانونی به گروهک تروریستی پژاک در رسانهها منتشر شد. (rajanews.com) فریبا داودی مهاجر نیز مانند دیگر اعضای این سازمان، در سالهای حکومت اصلاحطلبان در ایران، سعی کرد ظاهری موجه از خود نشان دهد و خود را یکی از زنان مسلمان طرفدار حقوق بشر معرفی کند. به طوری که به سرعت، مسئولیتهای مهمی را در دستگاههای مختلف اصلاحطلبان برعهده گرفت. وی خود را از طرفداران روشنفکری دینی میداند. مکتبی که امروز، بیشتر تئوریسینهای اصلی آن مانند سروش و کدیور، راه متفاوتی از فریبا داودی مهاجر پیش نگرفتهاند و وی محصول جریان روشنفکری دینی است. (yjc.ir)
فریبا داوودی مهاجر تهرانی، یكی از مؤسسین كمپین یك میلیون امضاء و كمپین قانون بدون سنگسار میباشد. وی در حال حاضر ساكن واشنگتن دی.سی است و برای سایتهای ضد انقلابی همچون گذار، گویا و یاس نو مقاله مینویسد.
امیر رضا واعظ آشتیانی
استعفا با طعم اعتراض
بعضیها مدیرعاملی در تیمهای فوتبال لیگ برتر ایران را با سرمربیگری در تیمهای عربی مقایسه میکنند و این مقایسه خیلی بی ربط هم نیست. به طوری که تغییر مدیرعامل تیمها اگر از تغییر سرمربیان بیشتر نباشد، کمتر نیست. خصوصا که این مدیرعاملی مربوط به دو تیم آبی و قرمز پایتخت هم باشد. پس از بازدید یکشنبه شب رییس سازمان تربیت بدنی از مجموعه باشگاه استقلال تهران و نشست با اعضای هیات مدیره که در طی آن برخی از اعضا شفاهی و برخی نیز به صورت کتبی استعفا کرده بودند، امیررضا واعظی آشتیانی نیز به طور رسمی از مدیریت باشگاه استقلال کنارهگیری کرد. منابع آگاه بروز برخی اختلافات میان رییس سازمان تربیت بدنی و مدیر عامل باشگاه استقلال را دلیل اصلی کناره گیری مهندس امیر رضا واعظ آشتیانی میدانند. البته پیش از این نیز و همزمان با عقد قرارداد صمد مرفاوی با استقلال تهران، عنوان میشد که واعظ رفتنی است و میخواهد مرفاوی را به مدیر بعدی تحمیل کند. اما با استعفای مرفاوی و قرارداد وی با مس کرمان، واعظ از این اتفاق ابراز رضایت کرد و در اقدامی بیسابقه انتخاب مرفاوی را به باشگاه مس تبریک گفت. در واقع میتوان گفت که واعظ آشتیانی، فصل پردردسری را در استقلال پشت سر گذاشته است. پیش از این، برنامههای جنجالی نود نیز وقایع نامناسبی را پیش روی وی قرار داده بود. همچنین وی دردسرهای زیادی را از جانب بعضی از لیدرهای استقلال که تماشاگران را علیه وی و مرفاوی، تحریک میکردند متحمل شد. لیدرهایی که به زعم مدیرعامل مستعفی، با برنامهریزی دست به تخریب استقلال میزدند.( parsfootball.com)
شهرام امیری
در جستجوی همه مردان سرزمین من!
یکشنبه دهم خرداد 1388، وقتی شهرام امیری مانند دیگر زائرین ایرانی، از خانوادهاش خداحافظی و تهران را به مقصد جده ترک کرد، فکر نمیکرد که داستان مبهمی در انتظارش باشد. امیری در آخرین تماسهایی که از مدینه النبی با خانوادهاش داشته، گفته که مأموران سعودی هنگام ورود به جده بیش از زائرین دیگر از او پرسوجو کردهاند. سه روز بعد زمانی که برای زیارت حرم نبوی هتل محل اقامتش را ترک کرد، دیگر به آنجا برنگشت و تا چند روز پیش هم اطلاعات موثقی از محل سکونت وی منتشر نشده بود. اما با انتشار نوار ویدیویی صحبتهای امیری از ایالت آریزونای آمریکا، پرونده ربایش وی وارد مرحله جدیدی گشته است. مرحلهای که شاید رسوایی دیگرباره مقامات ایالات متحده را در پی داشته باشد. امیری در این نوار بر ربایش خود توسط نیروهای اطلاعاتی عربستان و آمریکا تاکید میکند و از مسئولین میخواهد که زمینه آزادیاش را فراهم کنند.
سناریوی ناپدید شدن شهرام امیری را اولینبار روزنامه الشرقالاوسط کلید زد و مدعی شد که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در سفر خود به نیویورک یک اعتراض رسمی به «دبیرکل سازمان ملل» ارائه کرده و از ربوده شدن سه ایرانی طی سالهای اخیر به طور رسمی شکایت کرده است.
روزنامههای عربی و غربی سعی میکنند ناپدید شدن امیری را با بحث آشکارسازی مرکز جدید هستهای ایران موسوم به «فوردو» مرتبط کنند. تحلیلهای امنیتی نشان میدهد براساس اطلاعات موجود ریاض برای برقراری موازنه هستهای با ایران طی سالهای گذشته تلاش زیادی کرده و آن گونه که منابع اطلاعاتی غرب خبر میدهند، دستگاههای اطلاعاتی عربستان حتی به مرز خرید تسلیحات هستهای هم پیش رفتهاند.
البته شهرام امیری اولین ایرانی نیست که طی یکی دو سال گذشته ناپدید شده است. علیرضا عسگری معاون سابق وزیر دفاع، نصرالله تاجیک سفیر سابق ایران در انگلیس و شخصی به نام اردبیلی هم در این زمره هستند. عسگری در ترکیه ربوده شد و نصرالله تاجیک هم در سال 2006 در فرانسه ناپدید شده است، ولی نگاهی به سابقه ناپدید شدن این افراد نشان میدهد آنطور که غربیها مدعی شدهاند، هیچکدام از این افراد اطلاعات قابل ذکری درباره برنامه هستهای ایران نداشتهاند. (javanonline.ir)
رجب طیب اردوغان
همراه با کاروان آزادی
شاید بتوان سخنرانی رجب طیب اردوغان، نخست وزیر اسلامگرای ترکیه در اجلاس داووس سوئیس را نقطه عطفی در ارتباط ترکیه با رژیم صهیونیستی دانست. گفتههای اردوغان در این اجلاس را میتوان سنگ بنای روابط تیره ترکیه با رژیم صهیونیستی دانست. اردوغان در آن اجلاس از جنایتهای رژیم غاصب اسرائیل انتقادهای فراوانی کرد و خطاب به «شیمون پرز» گفت: «پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب میدانم که شما در سواحل چطور بچهها را هدف میگیرید و میکشید.» اردوغان با پایان یافتن سخنان کوتاهش از جای خود بلند شد و به حالت اعتراض جلسه را ترک کرد و به سرعت سوئیس را به مقصد ترکیه ترک کرد و در کشورش با استقبال شدید مردم روبرو شد.
اما این پایان کار نبود. با حمله رژیم صهیونیستی به کشتیهای «کاروان آزادی غزه» - که حامل کمکهای بشردوستانه و غیرنظامی بود – داستان اردوغان با این رژیم وارد فاز تازهای شد. رژیم صهیونیستی با حمله به این کاروان، تعداد زیادی از اتباع بیگناه ترکیه را به شهادت رساند. این فاجعه، مردم ترکیه و اردوغان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. به طوری که نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که در حال بررسی سفر به غزه است. بر اساس گزارش روزنامه المستقبل، اردوغان به دولت آمریکا گفته است که وی قصد دارد از ارتش کشورش بخواهد تا کشتی آزادی دیگری را برای اعزام به غزه اسکورت کند. ولی مقامهای آمریکایی از وی خواسته اند به منظور بررسی موضوع، این طرح را به تعویق بیاندازد. اما خواست مردم ترکیه شاید نتواند تصمیم های نخست وزیر اسلامگرای ترکیه را با تردید مواجه سازد. (qodsna.com)
اردوغان 56 ساله، رهبر حزب اسلام گرای عدالت و توسعه ترکیه است که از مارس 2003 پست نخست وزیری این کشور را در اختیار دارد. همسر اردوغان بر خلاف دیگر مقامات پیشین ترکیه از حجاب کامل برخوردار است. در سال ۱۹۹۸وی به علت خواندن یک شعر اسلامی به حبس محکوم شد. زیرا مقامات قضایی ترکیه این شعر را توهین به آتاتورک و اصول لائیتسه در ترکیه دانستند. (hamshahrionline.ir)
هاکان فیدان
چهره پنهان تحولات اخیر منطقه
ظاهرا داستان ستیزه ترکها با رژیم صهیونیستی به «اردوغان» محدود نمیشود. به طوری که روزنامه هاآرتص اسراییل با انتشار گزارشی از «هاکان فیدان» رییس تازه منصوب سازمان اطلاعات ترکیه، از ارتباط و پیوند بسیار نزدیک او با شخص رجب طیب اردوغان و احمد داود اوغلو نخست وزیر و وزیر امور خارجه ترکیه خبر داد. با این حساب، مثلث چهرههای رسانهای دولت ترکیه بر علیه رژیم صهیونیستی را میتوان این سه چهره دانست که در این میان، از دیدگاه هاآرتص، «هاکان فیدان» از چهره پنهانیتری برخوردار است.
رییس تازه منصوب سازمان اطلاعات ترکیه پیش از این در سمت هایی چون سفیر ترکیه در استرالیا و نیز نماینده ترکیه در سازمان بین المللی انرژی اتمی خدمت کرده است و در همین سازمان بود که از حق ایران برای دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای حمایت کرده است.
سازمان های اطلاعاتی اسراییل از برنامه ها و گرایش های رییس جدید سازمان اطلاعات ترکیه (میت) به شدت نگران هستند. زیرا وی نقش بسیار مهمی در نزدیک کردن ارتباط ترکیه با ایران و انعقاد بیانیه تهران با ایران و برزیل داشته است و احتمالا در پیمانهای امنیتی ترکیه با این رژیم اختلال ایجاد خواهد کرد. همچنین معتقدند که او از جمله مهم ترین طراحان درگیر ساختن ترکیه با اسراییل در یک سال گذشته بوده است.
هاکان فیدان 42 ساله از دو هفته پیش جایگزین «امره تانر» رییس سابق سازمان اطلاعات ترکیه شد ه است. وی پیش از این 15 سال در استخدام ارتش ترکیه بوده است و قصد دارد تغییراتی در ساختار سازمان اطلاعاتی ترکیه ایجاد کند و به ایجاد یک ساختار اطلاعاتی ویژه برای مبارزه با شبه نظامیان مسلح پ.ک.ک بپردازد. (asriran.com)
آیت الله العظمی نوری همدانی
در دفاع از انقلاب اسلامی
اتفاقات چند روز اخیر در شهر مقدس قم، باعث شد که بار دیگر نام مرجع بزرگوار تقلید، حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی، بر سر زبانها افتد. مواضع انقلابی این مرجع تقلید در دفاع از امام، رهبری و انقلاب اسلامی موجب شده است که فتنهگران، دست به اعمال کینهورزانه زده و در نیمه شب به بیت ایشان تعرض کنند. هرچند خسارت زیادی از پرتاب کوکتل مولوتف به بیت ایشان وارد نشده است، اما در واقع، این عمل عمق کینه ضدانقلاب را نسبت به اظهارات انقلابی ایشان می رساند.
البته این اولین بار نیست که ایادی ضد انقلاب به تهدید آیت الله نوری همدانی دست زدهاند. پیش از این نیز در سال گذشته، بارها از سوی افراد ناشناس با بیت معظم له تماس و تهدیدهای زیادی صورت گرفت. بیشتر این تهدیدات مربوط به نقش بسیار پررنگ ایشان در حماسه نهم دی 1388 میشود. (alef.ir) روشنگری های این مرجع تقلید در مقابل سران فتنه و فتنهگران، باعث شده است که رسانههای بیگانه نیز همسو با عوامل داخلی خود، به تخریب شخصیت ایشان بپردازند. اما نقش تاریخی آیت الله نوری همدانی در دو برهه از تاریخ معاصر ایران، هرگز فراموش نخواهد شد.
پیشتازی ایشان در قیام نوزدهم دی ماه 1356 و حماسه نهم دی 1388 در تاریخ برای همیشه ثبت خواهد ماند. در قیام 19 دی مردم قم، علیه انتشار مقاله موهن روزنامه اطلاعات - که آن را می توان حیات مجدد نهضت امام خمینی بعد از 15 خرداد 1342 دانست – نیز نقش اصلی بر عهده این مرجع بزرگوار تقلید بوده است. ایشان در آن واقعه با نقش آفرینی خود باعث هماهنگی مراجع تقلید آن زمان با بدنه پرشور طلاب شد و این حرکت باعث جوشش دوباره خون انقلاب اسلامی در رگهای مردم شهرهای مختلف کشور شد تا به پیروزی انقلاب اسلامی منجر گشت. (javanonline.ir)
در میان مراجع تقلید، صراحت آیت الله نوری همدانی زبانزد است. کمتر کسی را در این کسوت میتوان یافت که برای اعزام به غزه و شهادت در راه حقیقت، اعلام آمادگی کند.
امیر قلعه نویی
ژنرال باز هم خبرساز شد
این روزها همه حرفها و حدیثهای فوتبال ایران پیرامون مبلغ هنگفت قراردادها در فوتبال می گذرد. انتقادها از محافل ورزشی و غیرورزشی به مبلغ قراردادها به جایی رسیده که حتی پای بالاترین مقام اجرایی کشور نیز به میان کشیده شد. از طرف دیگر، برای جلوگیری از افزایش نرخ قراردادهای بازیکنان، سازمان لیگ فوتبال ایران تصمیم گرفت که سقف قراردادها را حداکثر 350 تا 400 میلیون تومان تعیین کند. اما این مسئله نیز باعث نشد که از قراردادهای کذایی در فوتبال ایران جلوگیری شود. به طوری که از گوشه و کنار شنیده می شود که قراردادهای محرمانهای نیز وجود دارد که رقم قرارداد آن خیلی بیشتر از سقف تعیین شده از سوی سازمان لیگ است.
اما داستان قراردادها با اعلام رقم قرارداد امیر قلعه نویی با سپاهان وارد فاز جدیدی شده است. به طوری که رسانهها، قلعه نویی را گران ترین مربی لیگ دهم قلمداد کردند. گفته میشود کف قرارداد قلعهنویی با سپاهان 800 میلیون تومان است که در صورت قهرمانی در لیگ و نتایج این تیم در لیگ قهرمانان آسیا، رقم قرارداد به رقم نجومی یک میلیارد و دویست میلیون تومان میرسد که در تاریخ فوتبال ایران چنین رقمی برای یک مربی ایرانی بیسابقه است. امیر قلعهنویی در نهایت قرارداد خود را با سپاهان تمدید کرد تا یک فصل دیگر سرمربی این تیم اصفهانی باشد او که با شایعات زیادی در طول هفتههای گذشته همراه بود و صحبت از حضورش در استیل آذین و بعد استقلال مطرح شد، به اصفهان بازگشت و قراردادش را ثبت کرد. قلعهنویی را بدون تردید باید گرانترین مربی تیمهای لیگ برتری دانست و دستمزد او حتی از برخی از مربیان مطرحی که برای استیل آذین عنوان میشود، زیادتر است. ( footballiran.ir)
ظاهرا داستان هزینههای سرسام آوری که باشگاه های صنعتی خصوصا سپاهان برای به خدمت گرفتن مربیان و بازیکنان می کند، تمامی ندارد. سال گذشته نیز استخدام مهدی رحمتی با مبلغی هنگفت برای مدیران باشگاه سپاهان دردسرساز شده بود. از سوی دیگر، دیدار حبیب کاشانی، مدیرعامل پرسپولیس تهران، با محمود احمدی نژاد درباره رقم هزینه کرد تیم های صنعتی باعث شد که دستوراتی به کارخانجات صنعتی داده شود. به طوری که خبرها حاکی از آن است که وزارت صنایع از تیم های صنعتی درخواست کرده است که رقم سقف قراردادها را رعایت کنند و قراردادهای بیش از این سقف، فسخ شود. درخواستی که شاید هیچ وقت اعمال نشود و شکاف و نابرابری بیش از اندازه تیم های صنعتی با دیگر تیم ها در بودجه، کماکان بر قوت خود باقی بماند.
با توجه به تذکراتی که از سوی وزارت صنایع به تیم های صنعتی صورت گرفته است، آیا رقم قرارداد قلعه نویی با این تیم، دیگربار خبرساز خواهد شد؟
مدافع انقلاب
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، چهره شناخته شدهای در عالم سیاست محسوب میشود. وی را میتوان در زمره مؤثرترین مفسران سیاسی در دو دهه اخیر دانست. به طوری که در ماه مه سال ۲۰۰۶، روزنامه فایننشال تایمز در فهرستی از تأثیرگذارترین تفسیرگران در کشورهای متفاوت، او را بهعنوان «تأثیرگذارترین تفسیرگر» ایرانی معرفی کرد.( ft.com)
شریعتمداری، فارغ از تفسیرهای بیعیبی و نقصی که از اوضاع سیاسی ایران ارائه میکند، برای چندمین بار متوالی در ماههای اخیر خبرساز شده است. «مناظره» وی با کواکبیان در برنامه تلویزیونی «رو به فردا» و «شایعه بیماری خطرناک»، از آخرین مواردی است که شریعتمداری را در صدر اخبار قرار داد. اما با شروع سال جدید و با پخش دفاعیات صریح و منطقی وی در برابر شکایت «شیرین عبادی» ـ فعال فراری خارج از کشور ـ از شبکه چهار سیما، بار دیگر موضوع دفاعیات وی در دادگاهها بر سر زبانها افتاد.
فارغ از شکایت عبادی و پیگیری آن توسط نظام قضایی کشور که خود، جای بحث فراوان دارد باید گفت که شریعتمداری، سابقه و ید طولایی در ارائه دفاعیات مستدل و منطقی دارد. پیش از این نیز، وی بارها در زمان حاکمیت اصلاحطلبان، با شکایت آنان در دادگاههای مختلف حضور یافته و به دفاع از انقلاب اسلامی پرداخته بود که مجموعهای از آنها در کتابی با عنوان «صد سینه سخن» در همان زمانها منتشر گردیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته بود. در حقیقت، دادگاههای حسین شریعتمداری به عنوان مدیرمسئول کیهان، جایگاهی برای دفاع از انقلاب اسلامی در برابر معاندان است و وی در واقع در برابر هجمه ضدانقلاب در مقام پاسخگویی بر میآید. این بار نیز با پخش دفاعیات وی در برابر شیرین عبادی، رسانههای وابسته دچار بهت و حیرت شده و خود را بازنده این نبرد رسانهای دیدند. این دفاعیات شامل ارائه اسناد مستندی از ارتباط شیرین عبادی با عناصر صهیونیست، علت اعطای جایزه صلح نوبل به وی و حمایت از همجنسگرایان و بهائیان میشد.
پارسا پیروزفر
دردسر خروج از ایران
خروج و ورود هنرمندان از ایران، همیشه مورد توجه رسانههای داخلی بوده است و چه بسا با یک شایعه جزئی، نام یکی از هنرمندان در رسانهها مطرح و بر سر زبانها میافتاد. اما آن چیزی که این روزها مورد توجه محافل رسانهای قرار دارد، خروج دائمی سینماگران از ایران است تا از رهگذر آن انتقادات فراوانی را متوجه دستگاه فرهنگی کشور سازند. در خبرها آمده بود که پارسا پیروزفر نیز با اتمام فیلمبرداری سریال در حال پخش «در چشم باد» در آمریکا مانده است و قصد بازگشت به ایران را ندارد. جالب اینکه در ادامه این شایعات مطرح شد که پیروزفر قصد ادامه تحصیل در آمریکا را دارد و جهت این امر به ایران مراجعت نکرده است. اما همه این شایعات با مصاحبه «شبکه ایران» با وی پایان یافت. پیروزفر در این مصاحبه تاکید کرد که دو ماه است که در ایران به سر میبرد و پس از پایان فیلمبرداری به ایران مراجعت کرده است و این شایعات را موکداً تکذیب کرد.
پیروزفر در سریال در چشم باد، در نقش «بیژن ایرانی» ایفای نقش میکند که به نوعی میتوان وی را اصلیترین نقش فصلهای دوم و سوم سریال دانست. وی لیسانس نقاشی دارد و حضور در فیلمهایی همچون مهمان مامان، اشک سرما و ضیافت و همچنین سریالهای در پناه تو، در قلب من و سفر سبز از نقاط برجسته کارنامه کاری وی محسوب میشود. از افتخارات وی نیز میتوان به جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم های آسیایی دهلی نو برای بازی در فیلم اشک سرما و تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم مهمان مامان اشاره کرد.( iranactor.com)
پیروزفر کمتر اهل ارتباط با رسانهها است و چهرهای جنجالی در مطبوعات محسوب نمیشود.
علیرضا افتخاری
رکورددار آثار موسیقایی کشور، باز هم رکورد زد
همین چند ماه پیش بود که شایعه مهاجرت علیرضا افتخاری به فرانسه و کاهش فعالیتهایش در عرصه موسیقی، در فضای رسانهای کشور پیچید که به سرعت نیز از سوی وی تکذیب شد و افتخاری در گفتگو با خبرگزاری «فارس»، ایران بهترین مکان برای زندگی دانست. هرچند که تاکید کرد که از این پس شاهد تولیدات انبوه وی در عرصه موسیقی نخواهیم بود.
این مسئله از آنجا اهمیت پیدا میکرد که افتخاری، رکورددار ارائه آثار موسیقایی در کشور محسوب میشود و تا کنون حدود 80 آلبوم موسیقی در کشور منتشر کرده است. از نیلوفرانه 1 و 2 و همچنین آلبوم راز گل، میتوان به عنوان خاطرهانگیزترین آلبوم های افتخاری یاد کرد که در این میان، نیلوفرانه با فروش بیش از سه میلیون نسخه از پرفروشترین آثار هنری کشور است.
در سالهای اخیر نیز افتخاری فعالانه در عرصه هنر ظاهر شده و آلبومهای زیادی را منتشر کرده است. اما با مصاحبه وی و تاکید بر کاهش فعالیتهای هنری، انتظار میرفت که وی از شدت فعالیتهایش بکاهد که این گونه نشد و وی با انتشار همزمان در آلبوم موسیقی به نامهای «گرفتار» و «جاده ابریشم»، در عرصه موسیقی ظاهر گشت. انتشار دو آلبوم همزمان، به طور قطع در فروش این اثر هنری نیز به مانند کارهای اخیر وی، اثر نامطلوب خواهد گذاشت. گفتنی است که آخرین آلبومهای افتخاری با افت فروش شدیدی مواجه بودهاند.
افتخاری، متولد اصفهان و بیش از دو دهه است که در عرصه موسیقی سنتی ایران فعالیت میکند و از افتخارات این هنر اصیل محسوب میشود. وی قبل از فعالیتهای متمادی در عرصه هنر، در عرصه ساخت و ساز و کارهای ساختمانی فعالیت داشته است. ( musicema.com)
عبدالصمد مرفاوی
پایان تنش در اردوی استقلال
فوتبال، از خبرسازترین و پرحاشیهترین حوزههای خبری در ایران است. به طوری که گاهی اوقات، حاشیههای این ورزش، گوی سبقت را از حوزههایی مانند سیاست و اقتصاد نیز میرباید. این گونه است که هر روز چند جنجال خبری بزرگ دامنگیر فوتبال ایران میشود. مخصوصا اگر این حاشیهها به آبی و قرمز مربوط باشد. عبدالصمد مرفاوی، سرمربی آبیپوشان ایران نیز از این جنجالها به دور نیست. هرچند که مرفاوی را یکی از کمحاشیهترینهای فوتبال میدانند، اما حاشیهها دست از سر آبی و قرمز نخواهند برداشت. شاید درگیری لفظی سرمربی و کاپیتان، امری عادی به نظر برسد، البته اگر رسانهها وارد این درگیری لفظی نشوند! مسئلهای که با اشتباه فنی مجیدی در بازی با راهآهن و فشار روانی بر هر دو استقلالی در هفتههای پایانی لیگ، شروع شد. در شرایطی که بازی با نتیجه تساوی بدون گل دنبال می شد، یک اشتباه از فرهاد مجیدی کافی بود تا سرمربی تیم استقلال او را مواخذه کند. برخورد سرمربی تیم استقلال با مجیدی، واکنش کاپیتان آبی پوشان را به دنبال داشت که در نهایت منجر به درگیری لفظی این دو در کنار زمین شد. مرفاوی هم که از برخورد مجیدی ناراحت شده بود، حتی قصد تعویض او را داشت. در این میان، شعار هواداران در حمایت از مجیدی و علیه مرفاوی، باعث درگیری امیرحسین صادقی، دیگر بازیکن استقلال با هواداران نیز شد. البته خوشبختانه، این غائله قبل از بازی با الشباب عربستان – در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا - با معذرتخواهی مجیدی از مرفاوی پایان یافت تا آرامش بار دیگر به اردوی استقلال برگردد.(mehrnews.com)
مرفاوی، سالهای متمادی از دوران بازیگری و مربیگریاش را در استقلال گذرانده است و افتخارات زیادی نیز در این زمینه کسب کرده است. جالب آنکه پایان دوره بازیگری وی در پست مهاجم در تیم ملی با شروع بازیگری علی دایی در تیم ملی همراه بوده است. امروز هر دو، در کسوت سرمربیان آبی و قرمز، تیمهای محبوبشان را همراهی میکنند.
دنیز بایکال
رسوایی از نوع احزاب لائیک
انتشار اخبار و یا مستنداتی از روابط نامشروع سردمداران سیاسی دنیا، از حاشیههایی است که جنجالی فراتر از متن ایجاد میکند. در سالهای اخیر نیز سیاستمداران زیادی گرفتار رفتارهای غیراخلاقی خود شدهاند. داستان مشهور بیل کلینتون در سالهای و رکوردزنی سارکوزی و همسرش در فساد اخلاقی از نمونههای بارز این مسئله است.
اما این بار، انتشار فیلمی غیر اخلاقی از دنیز بایکال، رهبر حزب جمهوریخواه خلق، از احزاب لائیک و مخالف دولت اسلامگرای ترکیه، باعث رسوایی گسترده مخالفان دولت در ترکیه شد. به طوری که بایکال مجبور به استعفا از سمت خود در این حزب گشت. انتشار این فیلم از آنجا اهمیت دارد که ترکیه، در سالهای اخیر به شدت به سمت اسلامگرایی پیش رفته است و مردم این کشور چنین رسواییهایی را بر نمیتابند. بایکال نیز برای آنکه رسوایی وی متوجه حزب متبوعش نگردد، استعفا داده و انتشار این فیلم را به مخالفان نسبت داده است. این در حالی است که رجب طیب اردوغان، این ادعا را مانند دیگر اعمال بایکال، کثیف دانسته و دستور پیگیری عاملان انتشار فیلم را داده است.
دنیز بایکال 71 ساله از سال 1992 رهبری حزب جمهوریخواه خلق را بر عهده داشته است. این حزب از سال 2003 و پس از شکست از حزب عدالت و توسعه، از صحنه سیاسی ترکیه کنار رفته بود. ناظران سیاسی معتقدند که انتشار فیلم رابطه نامشروع بایکال با نسرین بایتوک – یکی از نمایندگان متاهل حزب – باعث گردیده است که امیدهای حزب لائیک برای بازگشتن به مصدر قدرت بر باد رود.(inn.ir)
محمد رضا مخبر دزفولی
دفاع از احکام شورای عالی انقلاب فرهنگی
اظهارنظر اعضای هیئت موسس دانشگاه آزاد مبنی بر غیرقانونی و غیر شرعی بودن مصوبات شورای انقلاب فرهنگی باعث شد تا بار دیگر، نام شورای انقلاب فرهنگی و دبیر آن شورا در پاسخگویی به ادعاها بر سر زبانها افتد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، چند هفته پیش، پس از چند سال کار مداوم، اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی را به این دانشگاه ابلاغ کرد. اما این ابلاغ، تنها باعث شروع جنجالهای جدید از سوی هیئت موسس و امنای این دانشگاه گردید. به طوری که دکتر محمد رضا مخبر دزفولی، دبیر شورا، بارها در هفته گذشته در گفتگو با رسانههای مختلف کشور، در مقام پاسخگویی به ادعاها برآمده و به دفاع و تبیین اساسنامه قانونی شورای انقلاب فرهنگی در این زمینه پرداخت. وی در همین زمینه تاکید کرده است که مسیر تنظیم و تصویب اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی کاملا قانونی بوده و امکان تجدیدنظر در آن وجود ندارد و از سال 1385 در دستورکار شورا قرار داشته است.(irna.ir) مخبر دزفولی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است و از سال 1381 به عضویت شورا درآمده و از سال 1384 نیز دبیری شورا را برعهده دارد. (giranculture.or)
لازم به ذکر است که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم قانون را داشته و لازم الاجرا است. پیش از این نیز به دنبال استفسار مورخ ۲۹/۱۱/۶۳ رئیسجمهور وقت درباره اعتبار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، حضرت امام (ره) در تاریخ ۶/۱۲/۶۳ پاسخ فرمودند: «ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع مینمایند باید ترتیب آثار داده شود».(farsnews.com)
سردار شهید علی هاشمی
آخرین بازمانده
شاید بعد از 22 سال بعد از شهادت، چهره شدن کمی دیر باشد. اما سردار شهید علی هاشمی، سالهاست که نزد معبود خویش، چهره درخشان عالم شهادت در راه حق و حقیقت محسوب میشود. این روزها، که خبر یافتن پیکر مطهر سردار شهید علی هاشمی، در صدر اخبار رسانهها قرار گرفت، راز سکوت 20 ساله در بیان مجاهدتهای آن شهید نیز شکست. عیان گشت که همیشه جای نام و تصویر این قهرمان ملی، در کنار نامهایی همچون همت، باکری، زین الدین و ... خالی بود.
تا کنون، کمتر به داستان این سردار بزرگ جبهه حق علیه باطل، پرداخته شده است. به سایت کنگره سرداران شهید خوزستان که میروید، هنوز نام «جاوید الاثر» در کنار گزینه «مزار شهید» به چشم میخورد. اما این راز سکوت بیست ساله نیست. داستان از این قرار است که هیچ کس از سرنوشت سردار هور، آگاه نبوده است و این احتمال داده میشد که وی در چنگال رژیم بعثی صدام به اسارت گرفتار شده باشد و با بیان مجاهدتها و موقعیت عالی وی در اداره و برنامهریزی جنگ، رژیم منحوس صدام، وی را به شهادت رساند. از این رو، خانواده شهید و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمایلی به معرفی این قهرمان ملی نداشتهاند.( asriran.com)
سردار شهید علی هاشمی، از اعراب محلی خوزستان و متولد اهواز است که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 به عضویت كمیته انقلاب اسلامی درآمد و درسال 1359 تیپ 37 نور را تشكیل داد. اما نام این شهید با قرارگاه نصرت و تلاشهای شبانه روزی وی در منطقه هورالهویزه جهت انجام عملیات خیبر در سال 62 و بدر در سال 63 گره خورده است. در واقع یکی از جبهههای فعال عملیاتی ایران علیه رژیم بعث عراق، منطقه هورالهویزه بود که شهید علی هاشمی به انجام مطالعات آن پرداخت و آن را طراحی کرد.
در نهایت، سردار شهید علی هاشمی، بعد از هشت سال مقاومت و دفاع مداوم از آرمانهای انقلاب اسلامی، درچهارم مردادماه سال 67 در یك درگیری نابرابر با دشمن، در منطقه هور، در سن 27 سالگی به شهادت رسید و جاودانه گشت.(aviny.com)
لوئیس ایناسیو داسیلوا
رئیس جمهور محروم
وقتی برزیل در رقابت با آمریکا توانست میزبانی بازیهای المپیک 2016 را کسب کند، لوئیس ایناسیو داسیلوا، رئیس جمهور احساساتی در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید، در سخنانی، اوباما رئیس جمهور امریکا را به سخره گرفت و گفت: «داسیلوا نبودم، اگر به اوباما میباختم!». اظهارات داسیلوا در این باره به سرعت وی را در صدر چهرههای خبری قرار داد. البته رئیس جمهور کشور فوتبال، دستی بر اظهارات فوتبالی هم دارد و اخیرا با اظهار نظر درباره عدم حضور رونالدینهو در جام جهانی، بار دیگر در دنیای ورزش خبرساز شده بود. (inn.ir) اما خبرسازی داسیلوا تنها محدود به عرصه ورزش نبوده است. این روزها، رئیس جمهور برزیل با حضور در تهران و امضاء تفاهم نامه سه جانبه با ایران و ترکیه درباره مسائل هستهای ایران، بار دیگر بخش های خبری را در تسخیر نام خود درآورد. البته پیش از این نیز داسیلوا با اظهار نظرات و دیدار با مقامات ارشد ایرانی از جمله رئیس حمهور ایران، چهره خبرسازی در مواجهه با غرب، به خصوص آمریکا شده بود. به طوری که رسانههای آمریکایی به انتقادات شدیدی از سیاستهای دولت برزیل پرداختند و وی را مورد حملات شدید رسانه ای قرار دادند.
داسیلوای 65 ساله، سی و پنجمین رئیس جمهور برزیل و از بنیانگذاران «حزب کارگر» است که تنها تا کلاس هشتم تحصیل کردهاست. او برای کمک به خانواده خود، کارهایی چون واکسزنی، روزنامه فروشی وکارگری را انجام داده است و در میان مردم محروم برزیل از محبوبیت خاصی برخوردار است. پیشرفت اقتصادی مثبت برزیل در سالهای اخیر و مواضع وی بر علیه جهان سلطه نیز توانسته جایگاه این سیاستمدار را، بیش از پیش محکم سازد.
حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی
شهرت: طلبه سیرجانی!
امروز، کمتر کسی است که در جریان اخبار باشد و نام «طلبه سیرجانی» به گوشش نخورده باشد. البته طلبه سیرجانی، شهرت حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی است که در سالهای اخیر، به واسطه مبارزه با زمینخواری در منطقه سیرجان در استان کرمان، مورد توجه رسانههای عدالتخواه دانشجویی قرار گرفته است.
این روزها، حجت الاسلام جهانشاهی بار دیگر خبرساز شده است. وی چند روز پیش اعلام کرد که قصد دارد همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) پیادهروی انقلابی خود را از مسجد مقدس جمكران با شعار دادخواهی، عدالتخواهی، مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری، به مقصد تهران آغاز خواهد كرد. جهانشاهی همچنین به انتقاد از ماجرای رسیدگی قوه قضائیه به زمینخواری سیرجان پرداخته و عنوان کرده است که از مجازات دانه درشتها و عاملان اصلی خبری نیست.
طلبه سیرجانی تا كنون دو مرتبه دستگیر شده است. وی آخرین بار در راهپیمایی اعتراضی خود از سیرجان به مقصد تهران به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانیت و تشویش اذهان عمومی» دستگیر و توسط دادگاه ویژه روحانیت به حدود دو سال حبس محكوم میشود که در نهایت بعد از گذشت 8ماه و 10 روز از حبس، به فرمان رهبر معظم انقلاب و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ» آزاد میگردد. (jahannews.com) تلاشهای جنبش عدالتخواه دانشجویی و نامههای مختلف تشکلهای دانشجویی و حوزوی و حمایت آنان از این طلبه در دوران محکومیت و همچنین محکومیت زمین خواران در سیرجان، از جمله رویدادهایی است که جهانشاهی را در راهی که پیش گرفته، امیدوار ساخته است.
سیمین معتمد آریا
در جستجوی سکس، خشونت و الکل
فاطمه معتمد آریا، معروف به «سیمین»، از جمله بازیگران جنجالی سینما است که هرزچندگاهی خبرساز میشود. این بار نیز وی توانست با کشف حجاب و بستن دستبند سبز در خارج از کشور، جلوهگری کرده و مورد توجه قرار گیرد! به گزارش جهان نیوز، کشف حجاب از سوی فاطمه معتمدآریا در حالی صورت میگیرد، که وی پس از ممنوع الخروج شدنش تلاشهای بسیاری برای ملاقات با برخی از مسؤولین جهت رایزنی و خروجش از کشور انجام داده است.
البته این اولین بار نیست که معتمد آریا، ارزشهای فرهنگی و اسلامی ایرانیان را زیر پا میگذارد. به طوری که هرچند ماه یکبار، خبرهایی در این زمینه از وی به گوش میرسد. از جمله اظهارات جنجالی معتمدآریا میتوان به گفتههای وی در حاشیه کنفرانس دستاوردها و چالش های ایران که در ایالات مریلند آمریکا و به همت بنیاد پژوهش های ایران - که مورد حمایت جدی مراکز امنیتی آمریکا قرار دارد- برگزار شده، اشاره کرد. وی در حاشیه این اجلاس، در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود که در سال های بعد از انقلاب، پیدایش سبک جدیدی در فیلم سازی که با حذف سه عامل سکس، خشونت و الکل همراه بود، عملا سینمای ایران را از مهم ترین وجوه جاذبه در سینما محروم کرد و در نتیجه زنان در سینما حذف شدند. وی پیش از این نیز به همراه بازیگران هم تیمی خود در جشنی همراه با رقص و پایکوبی به استهزای برخی سروده های مذهبی و انقلابی پرداخته و هشت سال دفاع مقدس و به طور خاص، «شهید جهان آراء» را مورد توهین و هتاکی قرار داده بود.
معتمدآریای 49 ساله در محافل سیاسی، یکی از مهمترین زنان روشنفکر اصلاح طلب و طرفدار جنبش سبز محسوب میشود. وی همچنین از کسانی است که در بسیاری از تجمعات آشوبگرانه حضوری مثمرثمر داشته است.(asriran.com) هماکنون، سریال آشپزباشی با بازی وی از شبکه یک سیما در حال پخش است. این در حالی است که با جنجال اخیر، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس خواستار ممنوع الچهره شدن وی شده است.
محمد باقر قالیباف
محکومیت فتنهگران
امروز کمتر کسی است که نام محمد باقر قالیباف، شهردار تهران را نشنیده باشد. قالیباف، شهردار تهران از جمله چهرههای سیاسی کشور محسوب میشود که به زودی وارد پنجمین سال فعالیت خود در شهرداری تهران میشود. هرچند وی بیشتر با مسائل شهری، خبرساز میشود، اما این بار اظهارات وی در محکومیت فتنهگران، وی را بار دیگر مورد توجه رسانهها قرار داد. به گزارش سلام سبزوار (رسانه محلی سبزوار) وی در مراسم بزرگداشت سالروز آزادی خرمشهر که در محل مسجد جامع سبزوار برگزار شد، گفت: «همه کسانی که در حوادث پس از انتخابات شرایط را به گونه ای پیش برده که کشور را دچار بحران کردند و دشمنان به نوعی خفته را در داخل و خارج کشور به طمع انداختند گناه نابخشودنی کردند.»
قالیباف که پیش از این نیز در اظهاراتی به محکومیت وقایع عاشورای 88 تهران نیز پرداخته بود، در سال اخیر همواره سعی کرده است که مرزبندی مشخصی با فتنهگران داشته باشد. وی چندی قبل نیز پس از دیدار با یک مقام عالیرتبه نظام به تغییر رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و تحول در مجموعه نشریات همشهری دست زد و خبرساز شد.
جعفر پناهی
دغدغه بیگانگان برای کارگردان ضد انقلاب
حمایت بی حد و حصر عوامل خارجی جشنواره فیلم کن از جعفر پناهی، کارگردان ضدانقلاب، که بیشتر آثارش در جهت تخریب چهره فرهنگی ایرانیان و خوشآمد جشنوارههای خارجی است، بار دیگر سر و صداهای زیادی در محافل رسانهای به پا کرد. با این تفاوت که این بار، اظهارات متناقض ژیل ژاکوب – مدیر جشنواره فیلم کن – در دیدار با جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد باعث مطرح شدن دیگرباره کارگردان ضدانقلاب شد. داستان از این قرار است که با بازداشت جعفر پناهی و عوامل وی - در حالی که مشغول ساخت فیلمی ضد ایرانی و با لوکیشن شکنجه و تجاوز در منزل این کارگردان بودند – مسئولان جشنواره فیلم کن در اقدامی تبلیغاتی بر علیه ایران، وی را به عنوان یکی از داوران جشنواره انتخاب و برای وی صندلی خالی در نظر گرفتند تا هجمه رسانهای را بر علیه ایران انجام دهند. اما با حضور شمقدری در فرانسه و دیدار با مدیر جشنواره کن، ژاکوب از طرف پناهی از شمقدری عذرخواهی کرد و پناهی را «شخصیتی بسیار خشك و سرد و لجباز» دانست که «براین اساس كار خود را دشوارتر میسازد». این گفتهها باعث شد که کمی از فضای ضدایرانی جشنواره و شوی تبلیغاتی بیگانگان کاسته گردد. اما انتشار این اظهارات در خبرگزاریها باعث شد که به سرعت ژاکوب حرف های خود را تحریف شده و غیرواقعی عنوان کند. این در حالی است که شمقدری نیز در پاسخ به ژاكوب اظهار داشت: آقای ژیل ژاكوب به خاطر اعتراض همان كسانی كه او را وادار كردهاند تا صندلی خالی برای جعفر پناهی در افتتاحیه این جشنواره بگذارد، حالا مجبور شده است حرفهایش را پس بگیرد.(farsnews.com)
پناهی، سه شنبه هفته گذشته با وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
آیت الله احمد جنتی
رنجش مردم از عزل و نصب ها
آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان از جمله مسئولانی است که همواره بر حمایت از دولت قانونی دکتر محمود احمدی نژاد تاکید داشته است و در یک سال اخیر کمتر به انتقاد از دولت پرداخته است. اما وی در خطبههای هفته گذشته نمازجمعه تهران، انتقاد صریحی را متوجه عملکرد دولت کرد. در این میان، نکته جالب توجه این است که تاکید بیش از حد بر دلسوزانه بودن این انتقادات، باعث نشد که فضای رسانهای تحت تاثیر قرار گیرد و رسانههای اصولگرای منتقد دولت نیز این انتقادات را کمتر پوشش دادهاند.
البته دبیر شورای نگهبان، ابتدا تاکید کرد که «اکثریت آرای مردم لبیک به رهبری بوده است و پیام این آرا، رای دادن به گفتمان امام و رهبری و رئیس جمهور مبنی بر عدالت محوری و ولایت مداری و ساده زیستی و اصل دانستن مردم به ویژه محرومان بود. همه کسانی که رای داده اند انتظار دارند این شاخص ها رعایت شود و رئیس جمهور هم تا جایی که در توان داشته در راستای این محورها کارها کرده است.» وی در ادامه از بعضی عزل و نصبهای دولت دهم انتقاد کرد و گفت: «دوستانه به برادر عزیز بگویم که مردم نباید برنجند. عزل و نصب هایی که انجام شد باعث رنجش مردم شده علیرغم اینکه همه حمایت ها باید صورت گیرد. شما می آیید به کسی که مورد اعتراض مردم و مراجع بوده است، پست کلیدی می دهید. شما ممکن است در صلاحیت معنوی وی شک نداشته باشید ولی نباید به نظر دیگران بی توجه باشید.» (eramnews.ir)
فریبا داودی مهاجر
برکشیدن نقاب از چهره
با پخش صحنه کشف حجاب «فریبا داودی مهاجر» - فعال خارجنشین اصلاح طلب، مشاور وزیر علوم و عضو دفتر رئیس جمهور در زمان اصلاحات – در مستند واحد مرکزی خبر، بار دیگر دورویی و نفاق بعضی چهرههای فعال دوران اصلاحات آشکار گشت. وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «صدای آمریکا» و به درخواست مجری، در اعتراض به وضعیت حجاب، کشف حجاب کرد. البته وی پیش از این نیز بدون حجاب در مجامع حاضر میشد. که البته مجری صدای آمریکا نیز بر این نکته تاکید کرده است. چند ماه پیش نیز سایتهای مختلف اصولگرا، عکسهای داودی مهاجر را – پیش و پس از خروج از کشور – منتشر ساختند. در این عکسها، وی با حجاب چادر قابل رؤیت است. در حالی که اکنون، با نفی هرگونه عملی که به اعتقادات دینی مرتبط است، به کشف حجاب خود پرداخته است.
داودی، عضو سیاستگذاری سازمان غیرقانونی دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت است. بیشتر اعضای این سازمان، از فعالان ضد انقلاب هستند و در خارج از کشور، بر علیه مردم ایران فعالیت میکنند. به طوری که چند روز پیش نیز خبر پیوستن یکی از اعضای این سازمان غیرقانونی به گروهک تروریستی پژاک در رسانهها منتشر شد. (rajanews.com) فریبا داودی مهاجر نیز مانند دیگر اعضای این سازمان، در سالهای حکومت اصلاحطلبان در ایران، سعی کرد ظاهری موجه از خود نشان دهد و خود را یکی از زنان مسلمان طرفدار حقوق بشر معرفی کند. به طوری که به سرعت، مسئولیتهای مهمی را در دستگاههای مختلف اصلاحطلبان برعهده گرفت. وی خود را از طرفداران روشنفکری دینی میداند. مکتبی که امروز، بیشتر تئوریسینهای اصلی آن مانند سروش و کدیور، راه متفاوتی از فریبا داودی مهاجر پیش نگرفتهاند و وی محصول جریان روشنفکری دینی است. (yjc.ir)
فریبا داوودی مهاجر تهرانی، یكی از مؤسسین كمپین یك میلیون امضاء و كمپین قانون بدون سنگسار میباشد. وی در حال حاضر ساكن واشنگتن دی.سی است و برای سایتهای ضد انقلابی همچون گذار، گویا و یاس نو مقاله مینویسد.
امیر رضا واعظ آشتیانی
استعفا با طعم اعتراض
بعضیها مدیرعاملی در تیمهای فوتبال لیگ برتر ایران را با سرمربیگری در تیمهای عربی مقایسه میکنند و این مقایسه خیلی بی ربط هم نیست. به طوری که تغییر مدیرعامل تیمها اگر از تغییر سرمربیان بیشتر نباشد، کمتر نیست. خصوصا که این مدیرعاملی مربوط به دو تیم آبی و قرمز پایتخت هم باشد. پس از بازدید یکشنبه شب رییس سازمان تربیت بدنی از مجموعه باشگاه استقلال تهران و نشست با اعضای هیات مدیره که در طی آن برخی از اعضا شفاهی و برخی نیز به صورت کتبی استعفا کرده بودند، امیررضا واعظی آشتیانی نیز به طور رسمی از مدیریت باشگاه استقلال کنارهگیری کرد. منابع آگاه بروز برخی اختلافات میان رییس سازمان تربیت بدنی و مدیر عامل باشگاه استقلال را دلیل اصلی کناره گیری مهندس امیر رضا واعظ آشتیانی میدانند. البته پیش از این نیز و همزمان با عقد قرارداد صمد مرفاوی با استقلال تهران، عنوان میشد که واعظ رفتنی است و میخواهد مرفاوی را به مدیر بعدی تحمیل کند. اما با استعفای مرفاوی و قرارداد وی با مس کرمان، واعظ از این اتفاق ابراز رضایت کرد و در اقدامی بیسابقه انتخاب مرفاوی را به باشگاه مس تبریک گفت. در واقع میتوان گفت که واعظ آشتیانی، فصل پردردسری را در استقلال پشت سر گذاشته است. پیش از این، برنامههای جنجالی نود نیز وقایع نامناسبی را پیش روی وی قرار داده بود. همچنین وی دردسرهای زیادی را از جانب بعضی از لیدرهای استقلال که تماشاگران را علیه وی و مرفاوی، تحریک میکردند متحمل شد. لیدرهایی که به زعم مدیرعامل مستعفی، با برنامهریزی دست به تخریب استقلال میزدند.( parsfootball.com)
شهرام امیری
در جستجوی همه مردان سرزمین من!
یکشنبه دهم خرداد 1388، وقتی شهرام امیری مانند دیگر زائرین ایرانی، از خانوادهاش خداحافظی و تهران را به مقصد جده ترک کرد، فکر نمیکرد که داستان مبهمی در انتظارش باشد. امیری در آخرین تماسهایی که از مدینه النبی با خانوادهاش داشته، گفته که مأموران سعودی هنگام ورود به جده بیش از زائرین دیگر از او پرسوجو کردهاند. سه روز بعد زمانی که برای زیارت حرم نبوی هتل محل اقامتش را ترک کرد، دیگر به آنجا برنگشت و تا چند روز پیش هم اطلاعات موثقی از محل سکونت وی منتشر نشده بود. اما با انتشار نوار ویدیویی صحبتهای امیری از ایالت آریزونای آمریکا، پرونده ربایش وی وارد مرحله جدیدی گشته است. مرحلهای که شاید رسوایی دیگرباره مقامات ایالات متحده را در پی داشته باشد. امیری در این نوار بر ربایش خود توسط نیروهای اطلاعاتی عربستان و آمریکا تاکید میکند و از مسئولین میخواهد که زمینه آزادیاش را فراهم کنند.
سناریوی ناپدید شدن شهرام امیری را اولینبار روزنامه الشرقالاوسط کلید زد و مدعی شد که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در سفر خود به نیویورک یک اعتراض رسمی به «دبیرکل سازمان ملل» ارائه کرده و از ربوده شدن سه ایرانی طی سالهای اخیر به طور رسمی شکایت کرده است.
روزنامههای عربی و غربی سعی میکنند ناپدید شدن امیری را با بحث آشکارسازی مرکز جدید هستهای ایران موسوم به «فوردو» مرتبط کنند. تحلیلهای امنیتی نشان میدهد براساس اطلاعات موجود ریاض برای برقراری موازنه هستهای با ایران طی سالهای گذشته تلاش زیادی کرده و آن گونه که منابع اطلاعاتی غرب خبر میدهند، دستگاههای اطلاعاتی عربستان حتی به مرز خرید تسلیحات هستهای هم پیش رفتهاند.
البته شهرام امیری اولین ایرانی نیست که طی یکی دو سال گذشته ناپدید شده است. علیرضا عسگری معاون سابق وزیر دفاع، نصرالله تاجیک سفیر سابق ایران در انگلیس و شخصی به نام اردبیلی هم در این زمره هستند. عسگری در ترکیه ربوده شد و نصرالله تاجیک هم در سال 2006 در فرانسه ناپدید شده است، ولی نگاهی به سابقه ناپدید شدن این افراد نشان میدهد آنطور که غربیها مدعی شدهاند، هیچکدام از این افراد اطلاعات قابل ذکری درباره برنامه هستهای ایران نداشتهاند. (javanonline.ir)
رجب طیب اردوغان
همراه با کاروان آزادی
شاید بتوان سخنرانی رجب طیب اردوغان، نخست وزیر اسلامگرای ترکیه در اجلاس داووس سوئیس را نقطه عطفی در ارتباط ترکیه با رژیم صهیونیستی دانست. گفتههای اردوغان در این اجلاس را میتوان سنگ بنای روابط تیره ترکیه با رژیم صهیونیستی دانست. اردوغان در آن اجلاس از جنایتهای رژیم غاصب اسرائیل انتقادهای فراوانی کرد و خطاب به «شیمون پرز» گفت: «پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب میدانم که شما در سواحل چطور بچهها را هدف میگیرید و میکشید.» اردوغان با پایان یافتن سخنان کوتاهش از جای خود بلند شد و به حالت اعتراض جلسه را ترک کرد و به سرعت سوئیس را به مقصد ترکیه ترک کرد و در کشورش با استقبال شدید مردم روبرو شد.
اما این پایان کار نبود. با حمله رژیم صهیونیستی به کشتیهای «کاروان آزادی غزه» - که حامل کمکهای بشردوستانه و غیرنظامی بود – داستان اردوغان با این رژیم وارد فاز تازهای شد. رژیم صهیونیستی با حمله به این کاروان، تعداد زیادی از اتباع بیگناه ترکیه را به شهادت رساند. این فاجعه، مردم ترکیه و اردوغان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. به طوری که نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که در حال بررسی سفر به غزه است. بر اساس گزارش روزنامه المستقبل، اردوغان به دولت آمریکا گفته است که وی قصد دارد از ارتش کشورش بخواهد تا کشتی آزادی دیگری را برای اعزام به غزه اسکورت کند. ولی مقامهای آمریکایی از وی خواسته اند به منظور بررسی موضوع، این طرح را به تعویق بیاندازد. اما خواست مردم ترکیه شاید نتواند تصمیم های نخست وزیر اسلامگرای ترکیه را با تردید مواجه سازد. (qodsna.com)
اردوغان 56 ساله، رهبر حزب اسلام گرای عدالت و توسعه ترکیه است که از مارس 2003 پست نخست وزیری این کشور را در اختیار دارد. همسر اردوغان بر خلاف دیگر مقامات پیشین ترکیه از حجاب کامل برخوردار است. در سال ۱۹۹۸وی به علت خواندن یک شعر اسلامی به حبس محکوم شد. زیرا مقامات قضایی ترکیه این شعر را توهین به آتاتورک و اصول لائیتسه در ترکیه دانستند. (hamshahrionline.ir)
هاکان فیدان
چهره پنهان تحولات اخیر منطقه
ظاهرا داستان ستیزه ترکها با رژیم صهیونیستی به «اردوغان» محدود نمیشود. به طوری که روزنامه هاآرتص اسراییل با انتشار گزارشی از «هاکان فیدان» رییس تازه منصوب سازمان اطلاعات ترکیه، از ارتباط و پیوند بسیار نزدیک او با شخص رجب طیب اردوغان و احمد داود اوغلو نخست وزیر و وزیر امور خارجه ترکیه خبر داد. با این حساب، مثلث چهرههای رسانهای دولت ترکیه بر علیه رژیم صهیونیستی را میتوان این سه چهره دانست که در این میان، از دیدگاه هاآرتص، «هاکان فیدان» از چهره پنهانیتری برخوردار است.
رییس تازه منصوب سازمان اطلاعات ترکیه پیش از این در سمت هایی چون سفیر ترکیه در استرالیا و نیز نماینده ترکیه در سازمان بین المللی انرژی اتمی خدمت کرده است و در همین سازمان بود که از حق ایران برای دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای حمایت کرده است.
سازمان های اطلاعاتی اسراییل از برنامه ها و گرایش های رییس جدید سازمان اطلاعات ترکیه (میت) به شدت نگران هستند. زیرا وی نقش بسیار مهمی در نزدیک کردن ارتباط ترکیه با ایران و انعقاد بیانیه تهران با ایران و برزیل داشته است و احتمالا در پیمانهای امنیتی ترکیه با این رژیم اختلال ایجاد خواهد کرد. همچنین معتقدند که او از جمله مهم ترین طراحان درگیر ساختن ترکیه با اسراییل در یک سال گذشته بوده است.
هاکان فیدان 42 ساله از دو هفته پیش جایگزین «امره تانر» رییس سابق سازمان اطلاعات ترکیه شد ه است. وی پیش از این 15 سال در استخدام ارتش ترکیه بوده است و قصد دارد تغییراتی در ساختار سازمان اطلاعاتی ترکیه ایجاد کند و به ایجاد یک ساختار اطلاعاتی ویژه برای مبارزه با شبه نظامیان مسلح پ.ک.ک بپردازد. (asriran.com)
آیت الله العظمی نوری همدانی
در دفاع از انقلاب اسلامی
اتفاقات چند روز اخیر در شهر مقدس قم، باعث شد که بار دیگر نام مرجع بزرگوار تقلید، حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی، بر سر زبانها افتد. مواضع انقلابی این مرجع تقلید در دفاع از امام، رهبری و انقلاب اسلامی موجب شده است که فتنهگران، دست به اعمال کینهورزانه زده و در نیمه شب به بیت ایشان تعرض کنند. هرچند خسارت زیادی از پرتاب کوکتل مولوتف به بیت ایشان وارد نشده است، اما در واقع، این عمل عمق کینه ضدانقلاب را نسبت به اظهارات انقلابی ایشان می رساند.
البته این اولین بار نیست که ایادی ضد انقلاب به تهدید آیت الله نوری همدانی دست زدهاند. پیش از این نیز در سال گذشته، بارها از سوی افراد ناشناس با بیت معظم له تماس و تهدیدهای زیادی صورت گرفت. بیشتر این تهدیدات مربوط به نقش بسیار پررنگ ایشان در حماسه نهم دی 1388 میشود. (alef.ir) روشنگری های این مرجع تقلید در مقابل سران فتنه و فتنهگران، باعث شده است که رسانههای بیگانه نیز همسو با عوامل داخلی خود، به تخریب شخصیت ایشان بپردازند. اما نقش تاریخی آیت الله نوری همدانی در دو برهه از تاریخ معاصر ایران، هرگز فراموش نخواهد شد.
پیشتازی ایشان در قیام نوزدهم دی ماه 1356 و حماسه نهم دی 1388 در تاریخ برای همیشه ثبت خواهد ماند. در قیام 19 دی مردم قم، علیه انتشار مقاله موهن روزنامه اطلاعات - که آن را می توان حیات مجدد نهضت امام خمینی بعد از 15 خرداد 1342 دانست – نیز نقش اصلی بر عهده این مرجع بزرگوار تقلید بوده است. ایشان در آن واقعه با نقش آفرینی خود باعث هماهنگی مراجع تقلید آن زمان با بدنه پرشور طلاب شد و این حرکت باعث جوشش دوباره خون انقلاب اسلامی در رگهای مردم شهرهای مختلف کشور شد تا به پیروزی انقلاب اسلامی منجر گشت. (javanonline.ir)
در میان مراجع تقلید، صراحت آیت الله نوری همدانی زبانزد است. کمتر کسی را در این کسوت میتوان یافت که برای اعزام به غزه و شهادت در راه حقیقت، اعلام آمادگی کند.
امیر قلعه نویی
ژنرال باز هم خبرساز شد
این روزها همه حرفها و حدیثهای فوتبال ایران پیرامون مبلغ هنگفت قراردادها در فوتبال می گذرد. انتقادها از محافل ورزشی و غیرورزشی به مبلغ قراردادها به جایی رسیده که حتی پای بالاترین مقام اجرایی کشور نیز به میان کشیده شد. از طرف دیگر، برای جلوگیری از افزایش نرخ قراردادهای بازیکنان، سازمان لیگ فوتبال ایران تصمیم گرفت که سقف قراردادها را حداکثر 350 تا 400 میلیون تومان تعیین کند. اما این مسئله نیز باعث نشد که از قراردادهای کذایی در فوتبال ایران جلوگیری شود. به طوری که از گوشه و کنار شنیده می شود که قراردادهای محرمانهای نیز وجود دارد که رقم قرارداد آن خیلی بیشتر از سقف تعیین شده از سوی سازمان لیگ است.
اما داستان قراردادها با اعلام رقم قرارداد امیر قلعه نویی با سپاهان وارد فاز جدیدی شده است. به طوری که رسانهها، قلعه نویی را گران ترین مربی لیگ دهم قلمداد کردند. گفته میشود کف قرارداد قلعهنویی با سپاهان 800 میلیون تومان است که در صورت قهرمانی در لیگ و نتایج این تیم در لیگ قهرمانان آسیا، رقم قرارداد به رقم نجومی یک میلیارد و دویست میلیون تومان میرسد که در تاریخ فوتبال ایران چنین رقمی برای یک مربی ایرانی بیسابقه است. امیر قلعهنویی در نهایت قرارداد خود را با سپاهان تمدید کرد تا یک فصل دیگر سرمربی این تیم اصفهانی باشد او که با شایعات زیادی در طول هفتههای گذشته همراه بود و صحبت از حضورش در استیل آذین و بعد استقلال مطرح شد، به اصفهان بازگشت و قراردادش را ثبت کرد. قلعهنویی را بدون تردید باید گرانترین مربی تیمهای لیگ برتری دانست و دستمزد او حتی از برخی از مربیان مطرحی که برای استیل آذین عنوان میشود، زیادتر است. ( footballiran.ir)
ظاهرا داستان هزینههای سرسام آوری که باشگاه های صنعتی خصوصا سپاهان برای به خدمت گرفتن مربیان و بازیکنان می کند، تمامی ندارد. سال گذشته نیز استخدام مهدی رحمتی با مبلغی هنگفت برای مدیران باشگاه سپاهان دردسرساز شده بود. از سوی دیگر، دیدار حبیب کاشانی، مدیرعامل پرسپولیس تهران، با محمود احمدی نژاد درباره رقم هزینه کرد تیم های صنعتی باعث شد که دستوراتی به کارخانجات صنعتی داده شود. به طوری که خبرها حاکی از آن است که وزارت صنایع از تیم های صنعتی درخواست کرده است که رقم سقف قراردادها را رعایت کنند و قراردادهای بیش از این سقف، فسخ شود. درخواستی که شاید هیچ وقت اعمال نشود و شکاف و نابرابری بیش از اندازه تیم های صنعتی با دیگر تیم ها در بودجه، کماکان بر قوت خود باقی بماند.
با توجه به تذکراتی که از سوی وزارت صنایع به تیم های صنعتی صورت گرفته است، آیا رقم قرارداد قلعه نویی با این تیم، دیگربار خبرساز خواهد شد؟
سریالهای شبانه؛ از كمدی تا اسارت در اقتضائات ملودرام؛ با تاكید ملودرام خانوادگی فاصله ها نهم شهریور 89
فرهنگ مادی و گرایش به تقلیل گرایی در فهم فرهنگ نوزدهم مرداد 89
بودجه هایی که هرز می روند! هفدهم مرداد 89
37 چهره در 13 هفته متوالی! شانزدهم مرداد 89
توصیف دوباره یک بحث همیشگی بیست و چهارم تیر 89
بشكنیـم آینه فلسفه و عرفان را سیزدهم خرداد 89
ترجمه: الازهر باید برج مراقبت میانهروی باشد شانزدهم اردیبهشت 89
شبکههای اجتماعی؛ در اختیار تحولات اخیر پنجم اردیبهشت 89
پایان ِ راهِ نرفتن بیست و پنجم فروردین 89
جنگ نرم و تحلیل رفتار نخبگان بیست و یکم فروردین 89
جهانی شدن: صد سینه سخن، یك سوال پانزدهم فروردین 89
به بهانه دارا و ندار چهاردهم فروردین 89
سینمای دینی؛ تاکید بر تجربه مخاطب چهاردهم فروردین 89
و هنوز منتظر...هنوز انتظار چهارم فروردین 89
لیست آخرین پستها
فرهنگ مادی و گرایش به تقلیل گرایی در فهم فرهنگ نوزدهم مرداد 89
بودجه هایی که هرز می روند! هفدهم مرداد 89
37 چهره در 13 هفته متوالی! شانزدهم مرداد 89
توصیف دوباره یک بحث همیشگی بیست و چهارم تیر 89
بشكنیـم آینه فلسفه و عرفان را سیزدهم خرداد 89
ترجمه: الازهر باید برج مراقبت میانهروی باشد شانزدهم اردیبهشت 89
شبکههای اجتماعی؛ در اختیار تحولات اخیر پنجم اردیبهشت 89
پایان ِ راهِ نرفتن بیست و پنجم فروردین 89
جنگ نرم و تحلیل رفتار نخبگان بیست و یکم فروردین 89
جهانی شدن: صد سینه سخن، یك سوال پانزدهم فروردین 89
به بهانه دارا و ندار چهاردهم فروردین 89
سینمای دینی؛ تاکید بر تجربه مخاطب چهاردهم فروردین 89
و هنوز منتظر...هنوز انتظار چهارم فروردین 89
لیست آخرین پستها
اینم آمار
ما!
- کل بازدید :
- بازدید امروز :
- بازدید دیروز :
- بازدید این ماه :
- بازدید ماه قبل :
- تعداد نویسندگان :
- تعداد کل پست ها :
- آخرین بازدید :
- آخرین بروز رسانی :
تبلیغات 
