هر كاری كرده‌ایم تركانده است!

 
گفتگو با مسعود ده نمكی، كارگردان مستند فقر و فحشا
(این گفتگو بعد از انتشار مستند فقر و فحشا انجام شده است)

   سه كامپیوتر،‌ دو پرینتر و یك اسكنر در میان انبوهی از فایل‌ها و كاغذها كه از در و دیوار بالا می‌رود. دفتری محقر، در طبقة پایین یك ساختمان مجلّل! می‌گویم مگر هنوز اینجا دفتر نشریه است. می‌گوید: نه! اینجا دائره‌المعارف تدوین می‌شود. دائره‌المعارف اسارت! ده سال است كه رویش كار می‌كنم. تا حالا ده هزار صفحه شده !
    در ذهنم سالها را می‌شمارم. یعنی سالی هزار صفحه! ده‌نمكی تنها كسی است كه در این آپارتمان كوچك كار می‌كند. هنوز شور و شوق كاركردن دارد. مرا به نشستن بر روی یكی از دو صندلی دفترش دعوت كرد. نشستم. صدای زنگ تلفن بلند شد. او برخاست. به سمت تلفن رفت. حرفش را زد. برگشت و گفت: من حاضرم ! شروع كنید.


ـ چه چیزی باعث شد كه شما بعد از سالها فعالیت مطبوعاتی در نشریات مختلف به فكر ساختن فیلم افتادید؟
«پستمن» یك نویسنده و متفكر غربی است كه جامعة خود را به دو دوره تقسیم می‌كند، یك دوره فرهنگ شفاهی است و یك دوره فرهنگ مكتوب. فرهنگ مكتوب از اختراع دستگاه چاپ شروع می‌شود. دوره سوم با اختراع رادیو و تلویزیون، یك عصر جدید است. در این دوره، مخاطب عام‌تر و لطیف‌تر است. به نظر من اگر یك مطالعه‌ای هم در جامعة خودمان داشته باشیم ـ گرچه شاید از نظر زمانی این تقسیم‌بندی منطبق بر تقسیم‌بندی پستمن در جامعة غربی نباشد ـ می‌بینیم كه ما نیز یك دورة فرهنگ شفاهی در مساجد، منابر، هیئت ها، قهوه‌خانه ها و زورخانه ها داریم كه كانون تجمّع عوام الناس بود. ولی از آمدن روزنامه و جراید در ایران، دوره فرهنگ مكتوب آغاز می شود. امّا نسبت كسانی كه امكان استفاده از رسانه‌های نوشتاری را داشتند، نسبت به تودة مردم در سطح پایین‌تری بود. ولی از آمدن رادیو و تلویزیون این مخاطب در ایران عام‌تر می‌شود. اوج اقتدار رسانه‌های نوشتاری به نظر من سال 78 است كه تیراژ میلیونی نشریات را داریم و تعدّد و تكثر نشریات و مخاطب بسیار زیاد است. امّا چند سالی است با ورود رسانه‌های جدید مثل اینترنت و ماهواره و افزایش كانال های تلویزیونی و رادیویی، ما شاهد افت شدید مخاطبان رسانه‌های نوشتاری هستیم. گرچه رسانه‌های نوشتاری مخاطب خاص خود را دارند، امّا امروز رسانه های دیگر، مخاطب عام را از رسانه های نوشتاری ربوده‌اند و از سوی دیگر تاثیر رسانه های دیداری و شنیداری بسیار بیشتر از رسانه‌های مكتوب است. ما هم برای بیان دیدگاه‌ها و مطالباتمان  استفاده از ابزار های مشروع را در دستور كار خودمان قرار دادیم. رویكرد به فیلم هم چند سالی بود كه در ذهنم وجود داشت، منتها نمی‌خواستم موازی‌كاری باشد.
ـ موازی كاری با چه كسانی؟
موازی كاری با افراد دیگر. یعنی من حتی اگر نشریه‌ای چاپ می‌كردم، سعی می‌كردم كاری متفاوت ارائه دهم و حتّی در شكل هم به تكراری‌گویی نیفتم. و نشریات شلمچه و جبهه هم با نشریات دیگر  حتی با نشریات همسویش متفاوت بود. در عالم فیلم هم، طبق بررسی‌ای كه كردم دیدم كه ما دربیان بسیاری از كلیّات نقطه ضعف چندانی نداریم. خیلی از حرفها زده شد و هنوز هم زده می‌شود و به بهترین شكلش هم زده می‌شود. امّا در باب مسئلة عدالت در قالب فیلم در وادی هنر ما یك پایمان می لنگد و وارد این عرصه نشده‌ایم. به خاطر همین انگیزه وارد عالم رسانه فیلم شدیم.
ـ واقعاً فكر می‌كنید كارهای موازی در این زمینه نبوده است؟
به نظر من شبیه كه اصلاً نبوده یا اگر در مواردی هم بوده است باز به كلّی‌گویی افتاده، چرا كه واكنش‌هایی كه نسبت به فیلم فقر و فحشا می‌بینیم، در مقابل فیلمهای مشابه به این شكل نمی‌بینیم. شاید در عرصة فیلم سینمایی در باب فحشا حرفهایی زده باشند، ولی در قالب داستانی بوده و نه در قالب مستند. و دیگر اینكه عنوانی كه ما برای فیلم نتخاب كرده‌ایم، عنوانی بكر بوده و كسی بدان نپرداخته است.
ـ چه چیزی باعث شد كه به موضوع فحشا بپردازید؟
ببینید، محور مقوله‌ای كه ما در فیلم انتخاب كرده‌ایم، فحشا نیست. محورش بحران عدالت است. فحشا یكی از معلولهای فقر و بی عدالتی است؛ یعنی فقر می تواند تبعاتی مثل دزدی و رشوه‌خواری و طلاق و بسیاری عوامل دیگر داشته باشد. همانطور كه فحشا می تواند بر اثر عواملی چون تربیت خانوادگی و عوامل فرهنگی و روانی و اجتماعی و ... باشد. ولی یكی از مقوله های اصلی كه می‌تواند منجربه فحشا شود، مقولة فقر است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: كاد الفقر ان یكون الكفرا؛ یعنی فقر اگر بیاید، هر آینه است كه ایمان تبدیل به كفر شود. این یعنی اینكه اگر به فرض هم در جامعه ما، از لحاظ فرهنگی آنقدر كار شده باشد كه مردم مؤمنی هم داشته باشیم، معلوم نیست چند درصد از همانها نیز در معرض امتحان، سربلند بیرون بیایند. مقولة فقر آنقدر اهمیّت دارد كه حضرت علی(ع) در نامة خود به محمد حنیفه او را از آسیب فقر نهیب می‌دهد. می‌گوید فقر اگر بیاید، دین آدم را متزلزل می‌كند. در نامه به مالك اشتر نیز می گوید كه نگذار به مردم از لحاظ معیشت سخت بگذرد، كه این سختی معیشت باعث از دست رفتن دین مردم می‌شود. حكومت از دیدگاه حضرت علی(ع) 3 وظیفه برعهده دارد: عمران بلاد؛ یعنی بحث آبادانی، توسعه اقتصادی و غیره، اصلاح نفوس و تربیت و حفظ امنیت. یعنی اگر این 3 وظیفه به صورت هماهنگ انجام شود، بسیاری از آسیب‌هایمان درصد پایینی خواهند داشت.
ـ ما در علوم اجتماعی پدیده‌ای به نام پدیدة تام اجتماعی داریم. به نظر من فیلم فقر و فحشا، پدیدة فقر را به عنوان متغیّر مستقل در نظر گرفته و پدیدة فحشا را به عنوان متغیّر وابسته. یعنی یك متغیرّه به بحث نگاه كرده است، در حالی همانطوركه خودتان نیزگفتید، متغیّر‌های مهم دیگری نیز در این زمینه وجود داشته است.
ببینید وقتی ما اسم فیلم را فقر و فحشا گذاشته‌ایم؛ یعنی باید دربارة این متغیّر بحث كرد. متغیّر اقتصادی ای كه موجب فحشا می‌شود. بله! ممكن است فیلمهای دیگری هم ساخته شود كه متغیّرهای دیگری را نیز بتوان در آن مطرح كرد. امّا من برای اینكه به این مورد هم جواب داده باشم، فیلم را به چند مقطع تقسیم كردم. مقطعی است كه فقر مطلق است. این فقر مطلق شاخصة اصلی فقری است كه منتج به فحشا می شود. در بحث ندیشنی كه آقای میرشكاك در فیلم می‌خواند ما عوامل اجتماعی و فرهنگی دیگر را مورد بررسی قرار می‌دهیم. فقر نسبی كه ناشی از تفكّر لیبرالیستی و اقتصاد كاپیتالیستی است، جامعة قناعت‌محور را دعوت به مصرف بیشتر می‌كند. یعنی اگر كسی به خاطر نان شب تن به فحشا یا معصیت یا هر كار دیگری می‌دهد، امروز به خاطر فقر نسبی و فرهنگ‌سازی‌ای كه توسط رسانه‌ها و فرهنگ عمومی ما می‌شود، با نداشتن موبایل و ماشین و غیره، هنوز خود را فقیر می‌داند. وقتی خود را نسبت به یك طبقة دیگری در جامعه می‌سنجد، خودش را فقیر می‌داند و بعضاً خود را محق می‌داند كه تن به این كارها دهد. در ندیشن فیلم بحث امنیت اخلاقی خانمها هم مطرح می‌شود. قرار نیست همة تقصیرها به گردن خانمها انداخته شود. مثلاً آنجایی كه می‌بینیم جلوی پای هر خانم دهها ترمز زده می‌شود، آنجا آن مرد از تنوع‌طلبی این كار را می‌كند. البته ممكن است از فقر نیز باشد. مردی كه نمی‌تواند به علّت فقر ازدواج كند، به دنبال راه حلّ ارزانتری خواهد رفت.
ـ چرا فقر و فحشا را در سالهای قبل نساختید. مگر در زمان مثلاً قبل از دوم خرداد، این مسائل وجود نداشته است؟
اگر بخواهیم برای فیلم زمان بتراشیم و آن را متعلّق به مقطع زمانی خاصّی بدانیم، آن فیلم متعلّق به همان مقطع خواهد بود. یعنی خیلی از فیلمهایی هستند كه اگر امروز هم به آنها نگاه كنیم، می‌توانیم برایش مصداق‌یابی كنیم. من به دنبال این نبودم كه فیلم را برای كوبیدن كسی، جریان یا دولت خاصّی بسازم. این فیلم برای طرح یك معضل اجتماعی در جامعه ساخته شده است. ما بحران عدالت را سالهاست كه در جامعه‌مان داریم و فساد اخلاقی چیزی نیست كه مختص به امروز باشد. امّا مقاطعی است كه با یك سری آزادی‌ها و ولنگاری‌ها، این كف روی آب كنار زده می‌شود، واگرنه بحث فاصلة طبقاتی سالهاست كه در كشور و حتی قبل از انقلاب نیز وجود داشته است. امروز هم است. منتها به نظر من اگر بخواهیم این را در انحصار عوامل خارجی مثل تهاجم‌فرهنگی و یا اگر گردن دشمن بیندازیم و یا اگر بخواهیم در داخل، متعلق به یك گروه یا جریان خاصّی بدانیم، این پاك‌كردن صورت مسئله است. یعنی انحرافی نگاه‌كردن به قضیه.
ـ مخاطبان اصلی فیلم شما چه كسانی‌اند؟
شما اگر روزنامه‌ها را هر روز مرور كنید، خط به خط آنچه كه در فیلم آمده را می‌بینید. از بحث رفتن دخترها به دوبی گرفته تا بحث زنان شوهردار و بحث دانشجویانی كه در كلاسهای كنكور گرفتار استاد‌های ناباب می‌شوند. امّا چرا وقتی این مسائل در قالب فیلم می‌آید، اینقدر واكنش نسبت به آن ایجاد می‌شود. به خاطر این است كه فیلم عینی‌تر و واقعی‌تر به قضیه می‌پردازد و آدمها را متاثّر می‌كند. ولی این متاثّر كردن به نوع مخاطب نیز برمی‌گردد. مسئولین ما اگر روزنامه‌ها را به این شكلش نخوانند، در بولتن‌ها، آمارهایی در مورد فساد و فحشا و غیره می‌خوانند، از من و شما هم در این مورد بیشتر می‌دانند. امّا چرا وقتی به فیلم برمی‌گردد، شاكی می‌شوند و شكایت می‌كنند. این به خاطر عینی بودن فیلم و تاثیرگذاری آن است.
ـ منظورتان این است كه شما این فیلم را برای مسئولان ساختید؟
من فكر كردم خاكریز اول در فیلم فقر و فحشا، مسئولین باید باشند. شاید مسئولینی كه در بولتن‌ها و پشت شیشه‌های دودی ماشین‌ها این چیزها را نمی‌بینند و برایشان قابل درك نیست، با دیدن این فیلم كه حالت تراژدی هم دارد، به خودشان بیایند. ما هم مامور به ادای تكلیف و وظیفه‌ایم و نه مامور به نتیجه. من هنر را برای همین ارتباط بین توده و مسئولین می‌دانم و وظیفة هنرمند انتقال این مسائل به مسئولین است. مردم را هم به عنوان خاكریز بعدی فیلم انتخاب نكرده بودم. چرا كه دیدن این فیلم برای مردم مثل نمك بر زخم آنها پاشیدن است. مردم هر روز این مسائل را در اتوبوس، درخیابان، در كلاس و در همه جا می‌بینند و می‌شنوند و با این دردها ملموسند. ولی به هر حال من فكر می‌كردم اگر به دنبال كسب مجوز برای این فیلم بروم، آن وقت می‌شد با یك حذف و اصلاحاتی یك نسخه برای مخاطبان عام نیز تدوین كرد.
ـ شما هدف اصلی خود را از ساخت این فیلم تاثیر بر مسئولان دانسته‌اید، فكر می كنید به هدف خودتان رسیده‌اید؟
هدف من با توجه به «ما رمیت اذ رمیت و لكنّ الله رما» بوده است. یك وقت آدم یك تیری را رها می‌كند، اگر به خاطر خدا باشد، خود خدا می‌داند كه این تیر را به كجا بزند.
ـ شاید تیر به خودمان بخورد؟
اگر خدا ساربان است، می‌داند كه شتر را كجا بخواباند و به اعتقاد من فیلم كار خودش را كرده است.
ـ ما در عمل دیدیم كهCD این فیلم در تمام ایران و به صورت گسترده برای مخاطب عام پخش شد. من احساس می‌كنم كه دستی در كار بوده است كه فیلم را در ایران پخش كرده است.
اول از اینكه دستی در این كار وجود داشته باشد را قبول ندارم. دیگر اینكه وقتی دهكدة جهانی اطّلاعات برقرار می‌شود، شما می‌بینید كه امنیتی‌ترین فیلمها مثل بازجویی زن سعید امامی از اینترنت و غیره پخش می‌شود. فیلمهای سینمایی كه هنوز جایی اكران نشده و طرف صدها میلیون خرجش كرده به راحتی در كنار خیابان به فروش می‌رسد. امّا اینكه چرا این فیلم با این واكنش و با این استقبال مواجه می‌شود، یك سؤال اساسی است. آیا با توجّه به عنوان فیلم، مردم به دنبال نگاه كردن صحنه‌های پورنو و غیره از این فیلم بوده‌اند كه این فیلم به این صورت مخاطب داشته است. كه اگر این جور باشد، بدتر از اینها در جامعه است. باشگاه خبرنگاران جوان فیلمی ساخته است كه طرف در توالت آرایش می‌كند. یا فیلمهای مستند دیگری در باب صحبت با دختران فراری ساخته شده كه به جشنواره‌های خارجی رفته است، چرا آنها در جامعه پخش نشد؟ به نظر من به خاطر این است كه مردم این درد را، درد خودشان می‌دانستند. من معتقدم اگر قرار بود دستی در كار توزیع این فیلم باشد، باید به دنبال منافع مادی باشد كه هیچ منفعت مادی برای من یكی نداشته است. البته شاید اگر با اكران خصوصی فیلم مخالفتی نمی‌شد، مردم اینقدر برای دیدن فیلم حساس نمی‌شدند. امّا به نظر من، مردم تشنة عدالت و فریادهایی هستند كه عدالت را فریاد بزند. در فیلم، بحث فحشا در حاشیه است. بحث، بحث عدالت و فاصلة طبقاتی است. به نظر من فیلم زجرنامه‌ای همگانی است، به همین دلیل یك اپیدمی شده است.
ـ به نظر من فیلم فقر و فحشا یك فیلم عامه‌پسند است. آیا یك فیلم عامه پسند می‌تواند تاثیرات مثبتی در جامعه داشته باشد؟
نباید فكر كنیم كه فیلم باید در جامعه شق‌ّالقمر كند! من نمی‌خواهم دچار خودستایی شوم. امّا بعضی می‌گویند فیلم هیچی ندارد، اگر هیچی ندارد پس چرا نگاه می‌كنند؟ موفقیت یك فیلم را باید با همین چیزها سنجید.
ـ قبول دارید كه عامه‌پسند است؟
اصلاً بحث عام‌پسند و خاص‌پسند نداریم. مسئولین را هم من عام می‌دانم. احساس در همة آدمها است. هم مسئول احساس و عواطف دارد و هم مردم عادی. اینكه من بگویم می‌خواهم فیلم روشنفكری بسازم، هیچ وقت نمی‌تواند تاثیرگذاری داشته باشد. مسئولین عینی‌تر از این فیلمها، یعنی آمارها را می‌بینند. قضات دادگستری متهمان این مسائل را عینی می‌بینند. اما من از محافل خاص  خبر دارم كه نشسته‌اند و ساعتها در مورد فیلم بحث كردند، چه نفیاً و چه اثباتاً. به نظر من این به موفقیت فیلم برمی‌گردد. موفقیت همین است كه فیلم ایجاد سوال كرده است، حتّی اگر این طرح سؤال، یك كار ضعیف باشد. هر چه باشد بر اثر این فیلم امروز بحث‌های شفاف‌تری را می‌بینیم. باعث شد كه خیلی از روزنامه‌ها به بهانة فیلم، این معضل را مورد بررسی قرار دهند. امّا به نظر من باز بحث اصلی بحران عدالت است كه باز مورد غفلت قرار می‌گیرد.
ـ شما قبل از اینكه فیلم فقر و فحشا را بسازید، نسبت به كسانی كه این فیلم را در موردشان ساخته‌اید، چه نظری داشتید؟
من از قدیم هم بحثم این بود كه اینها معلولند، علّت نیستند. امّا این دلیل نمی‌شود كه ما معلول را رها كنیم و به سراغ علّت برویم. مبارزه با علّت و معلول باید تواماً باشد. منتها همان مبارزه نیز باید قانونمند و شرعی باشد. همان كسی كه از سر نداری به دنبال فحشا می‌رود، معلول بحران عدالت است و هم آن كسی كه از روی زیاده‌خواهی به دنبال فحشا می‌رود، باز معلول تحولات جامعة فرهنگی است. حضرت علی می‌فرماید كه ضمیر جوان مثل زمین بایر است، هر كس بكارد، هم او درو خواهد كرد. اگر ما كاشته بودیم، ما درو می‌كردیم. من با ساختن این فیلم بیشتر از همه خودم متاثّر شدم.یعنی بارها شد كه در هنگام ساخت فیلم، از اینكه فیلم را ادامه دهم، پشیمان شدم. من فكر كنم كسانی كه مسئولیت در قبال نوامیس مردم دارند، بدجوری باید جواب پس بدهند. بسیجی تا دیروز روی مین می‌رفت تا بعثی‌ها آن بلا را سر نوامیس مردم در بستان درنیاورند. اما...
ـ شما اصلاً دوره‌های فیلمسازی را گذارنده‌اید؟
نه! فقط مطالعاتی در این زمینه داشته‌ام.
ـ قبل از مستند فقر و فحشا، فیلم دیگری ساخته‌اید؟
نه. این اولین تجربة هنری من بود.
ـ فیلم «مرگ بر آمریكا» را پیش از این شما نساخته‌اید؟
مرگ بر آمریكا یك فیلم داستانی كوتاه بود كه من تهیّه‌كننده‌اش بودم. كارگردان این فیلم آقای كشاورز بودند كه اتفاقاً پخش هم نشد.
ـ برای فیلم فقر و فحشا چقدر مطالعه صورت گرفت؟
تحقیق اجتماعی‌اش یكسال طول كشید كه همزمان با فیلم‌برداری بود.
ـ برگردیم به متن فیلم! بسیاری اعتقاد دارند كه از نظر ساخت فنّی، فیلم كیفیت پایینی دارد. نظر شما در این زمینه چیست؟
ببینید. اول باید فیلم مستند را تعریف كرد. قالب مستند با فیلم داستانی خیلی فرق می‌كند. در فیلم داستانی شما امكان بهره‌گیری از عوامل حرفه‌ای و لوازم فنّی زیادی را دارید. ولی در مستند، شما یك واقعه را بیان می‌كنید. دیگر در اینجا كسی به لغزش دوربین و غیره توجّه نمی‌كند. در مقولة مستند، محتوا بر فرم می‌چربد و این محتواست كه حرف اول را می‌زند و فرم در حالت دوم قرار دارد. حتی فقر و فحشا را نمی‌توان با سایر مستند‌ها در این زمینه سنجید. مستندهای گزارشی و غیره با هماهنگی قبلی و طرف با افتخار در جلوی دوربین‌های متعدّد می‌نشیند و حرف می‌زند. در این مورد، شما حتّی امكان صحبت با همه را ندارید. این جوری نیست كه سوژه در خیابان ریخته باشد و حاضر باشد در مورد فحشایی كه دارد، با شما حرف بزند. در خیلی موارد باید دوربین مخفی باشد. خیلی‌جاها باید به گونه‌ای كار كنید كه طرف در مورد آبرویش ترسی نداشته باشد. در خیلی موارد من هم فیلمبردار بودم، هم صدا بردار و هم مصاحبه‌گر! و این بستر به ما اجازه نمی‌داد كه قدرت مانور فنّی در خیلی چیزها داشته باشیم. حتّی در زمینة تدوین، ما دچار مشكل بودیم، هر كسی حاضر نبود پای میز تدوین بنشیند. به هر حال ترس و عوارض دیگری وجود داشت. من 10 جا برای تدوین هماهنگی كرده بودم و كنسل شده بود. یعنی بعضی جاها شروع كردیم و بعد كنسل شد. همه از هزینة این جور حرفها می‌ترسند و همین باعث افت فنّی و كیفی فیلم می‌شود. دوربین‌ها و عوامل مؤثر دیگری كه ما استفاده كردیم، همه غیر حرفه‌ای بود.
ـ چرا شخصیتی مانند میرشكاك برای فیلم انتخاب شد؟
به نظر من، میرشكاك كسی است كه جامعة ادبی و فرهنگی ما قدرش را ندانسته است. حرفها و مقاله‌ای كه ایشان در فیلم بیان كرده، مربوط به مقاله‌ای به نام دوزخ پایتخت در سال 73 است. بسیاری از تبعات و آسیب‌های اجتماعی كه ایشان آن موقع نهیب زده، توسط حضرات مورد غفلت واقع شده است. من با توجّه به وضعیت بغرنجی كه ایشان در آن مقطع داشت، احساس كردم شاید این آخرین فرصتی باشد كه من دین خود را نسبت به میرشكاك ادا كرده باشم.
ـ ظاهراً فیلم بعدی شما «از كجا آورده‌اید» است. این فیلم در چه مراحلی قرار دارید؟
درخواست آن را می‌خواهم بدهم. اگر مجوّزهای لازم صادر شود، آن را می‌سازم. این فیلم به بحث فاصلة طبقاتی در جامعه می‌پردازد. بیشتر از این نمی‌توانم توضیح دهم، چون احتمال دارد سوژه‌هایش بسوزد.
ـ در خبرها آمده بود كه شما و دوستانتان در حال نوشتن یك فیلمنامه داستانی به نام «كیمیاگران» هستید. این كار در چه مراحلی قرار دارد؟
من قضیه را جدّی گرفتم. طرح داستانش از خودم است. فعلاً در حال نوشتن فیلمنامه‌اش هستیم. یك گروه فیلمنامه‌نویسی روی آن كار می‌كند. انشاالله اگر فیلمنامه‌اش تمام شد و تهیّه كنندة مناسبی پیدا كردم، حتماً آن را می‌سازم.
ـ موضوعش چیست؟
ژانر جنگی دارد. منتها یك نگاه جدید به مقولة دفاع مقدس است كه بیشتر به بعد انسانی قضیه می‌پردازد. به هر حال نگاه كلیشه‌ای به جنگ ندارد. به نظر من موضوع فیلم، بخشی از دفاع مقدس است كه مورد غفلت واقع شده. ترجیح می‌دهم بیشتر از این اظهار نظر نكنم!
ـ می‌گویند كه نیروی انتظامی از شما به خاطر فیلم فقر و فحشا شكایت كرده است.
من خودم این قضیه را در روزنامة ایران خواندم. هنوز هم هیچ اخطاریه‌ای در این مورد برایم نیامده است. حتّی نمی‌دانم كدام بخش از نیروی انتظامی شكایت كرده است.
ـ دلیل شكایت را هم نمی‌دانید؟
روزنامه نوشته بود اشاعه فحشا !
ـ قبلاً شكایتی از این فیلم صورت نگرفت؟ مثلاً عكس‌العمل قاضی مرتضوی در این زمینه چه بود؟
شكایتی صورت نگرفته بود. قاضی مرتضوی فكر كرد كه من می‌خواهم مجوز اكران بگیرم و در سینماها پخش كنم كه با این امر مخالف بود و گفت كه اگر بخواهیم اكران عمومی داشته باشیم باید قسمتهایی از فیلم را حذف كنیم كه من به این كارحاضر بودم. ولی ایشان گفتند كه با وضعیت فعلی‌اش می‌توانید آنرا برای مسئولان ارسال كنید كه من هم این كار را كردم.
ـ در پایان، فكر می‌كنید كارهایی كه تاكنون، چه در عرصة روزنامه نگاری و چه در عرصة مستندسازی انجام داده‌اید، كارهای درستی بوده است؟
این را باید دیگران نظر بدهند، منتها من سعی كردم در هر مقطعی به وظیفة خودم عمل كنم، حرف دیگران خیلی برایم مهم نبود. شكر خدا هر كاری كه كرده‌ایم، به قول امروزی‌ها تركانده است! در عرصة نشریات پر مخاطب‌ترین هفته‌نامه‌ها را داشتیم و در عرصة فیلم هم همینطور! من هم ظرفیت و استعدادم همین است. شاید اگر بیشتر از این بلد بودم، بهتر از این كار می‌كردم!


  • تعداد کل صفحات:3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

فعالیت دوباره سایت شخصی در حوالی فرهنگ و هنر بیست و سوم دی 90
انتشار شماره 17 گزارش راهبردی رسانه دوم شهریور 90
ظرفیت‌ها و محدودیت‌های سینمای ایران در روایت داستانی و تکنیکی انگاره‌های مهدوی بیست و چهارم تیر 90
آئین دینداری؛ از اجتماعات تا ساختارهای رسانه‌ای تلویزیون پنجم فروردین 90
در خدمت و خیانت فستیوال؛ تاملاتی در باب جشنواره فیلم فجر بیست و دوم بهمن 89
بازنمایی گفتمان سنت اسلامی از تجربه دینی در سینمای ایران؛ تحلیل گفتمان فیلم زیر نور ماه شانزدهم بهمن 89
نفوذی؛ مقدمه‌ای بر بسط نگاه گفتمان انقلاب اسلامی در بیان هنری چهارم بهمن 89
جهانی‌شدن؛ از نوسازی مدرن تا گفتمان انقلاب اسلامی بیست و یکم دی 89
بگذار تا سرنگون شویم! یازدهم دی 89
یک سری دغدغه یازدهم دی 89
تاملی كوتاه بر بنیانهای تئوریك در تفكر سینمایی شهید آوینی نوزدهم آذر 89
دو هفته و چهار روز! چهارم آذر 89
رسانه ملی، مناسبتها و مسئله‌ای مبهم به نام مجموعه های داستانی فاخر بیست و یکم آبان 89
انتشار کتاب مجموعه مقالات بررسی راهکارهای تحقق رسالت مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران چهاردهم آبان 89
لیست آخرین پستها
نظرسازی!
    تغییرات صورت گرفته گرافیکی در سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟



اینم آمار ما!
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :