بیست و هفتم تیر 88
تمام دیشب بیدار بودم
برای کسی که دیروز دور و دورتر شد
تمام دیشب بیدار بودم
از حزنی که مرا فرا گرفت
در فکر غوطه ور
در حیرت بودم از درد بی پایان
عشق را چه شده است که زیر پا لگد مال می شود
از ظهر جمعه تا غروب جمعه وقتی نیست؛ شاید چند ساعت
خسته ایم بخدا
دیروز زیر ستیغ آفتاب
ظهر جمعه
عشق را زیر دست و پا قربانی کردند
او هم از جرگه یاران خارج شد
رفت با آنها
دور شد از ما
یادم میاید که سالهاست او را با فاصله نگاه می کردیم!
ما و عشق اینجا
او فرسنگها دورتر
از عشق سالهاست که رد شده است
زیر پا لگد مال
و اما امروز
می آییم و می نشینیم بر حلقه عشق
زیر پا لگد مال شدن مال ماست!
عمریست که زیر پا له می شویم
جمعه
در اوج غربت آفتاب
با عشق منتظر رفت و آمد عشق می مانیم
تمام دیشب بیدار بودم
از حزنی که مرا فرا گرفت
در فکر غوطه ور
در حیرت بودم از درد بی پایان
عشق را چه شده است که زیر پا لگد مال می شود
از ظهر جمعه تا غروب جمعه وقتی نیست؛ شاید چند ساعت
خسته ایم بخدا
دیروز زیر ستیغ آفتاب
ظهر جمعه
عشق را زیر دست و پا قربانی کردند
او هم از جرگه یاران خارج شد
رفت با آنها
دور شد از ما
یادم میاید که سالهاست او را با فاصله نگاه می کردیم!
ما و عشق اینجا
او فرسنگها دورتر
از عشق سالهاست که رد شده است
زیر پا لگد مال
و اما امروز
می آییم و می نشینیم بر حلقه عشق
زیر پا لگد مال شدن مال ماست!
عمریست که زیر پا له می شویم
جمعه
در اوج غربت آفتاب
با عشق منتظر رفت و آمد عشق می مانیم
تبلیغات 