اما آنچه که باید بدان توجه داشت، نوع تعریفی است که از فرهنگ مادی شده است. به نظر می رسد که در تعریف همچون مفهوم بسیطی باید نگاه دیگری را نیز در نظر داشت و آن هم نگاه مادی به فرهنگ است. فرهنگی که اس و اساس انسانیت با هر بوم و پیشینه ای را شکل و استمرار میدهد. در واقع فرهنگ شناسان با پر رنگ کردن فرهنگ مادی در مقابل فرهنگ معنوی، سعی بر جداسازی این دو داشتهاند و در تعاریف نیز به وضوح این تقسیم بندی را ارائه کرده اند. تقسیم بندی ناشیانه ای که باعث مغفول ماندن ماورای ماده شده است و فرهنگ را تنها در لایه های سطحی مورد بررسی قرار می دهد. به نظر می رسد که ارائه چنین تعاریفی باعث تقلیل گرایی در پژوهش های فرهنگی نیز گشته و با نگاهی غرض آلود، آنچه را که در ماورای ماده قرار گرفته را مورد تقبیح قرار داده است. و صد البته باید گفت تا چنین نگاهی وجود دارد، امید چندانی به این حرکت های مطالعاتی نمی توان داشت و باید تمامی جنبه های فرهنگ را مورد توجه قرار داد.
با نگاهی به جدول بودجه فرهنگی متوجه می شویم که بعضی از سازمانها تقریبا عملکرد خاصی در سالهای گذشته نداشته اند. در حالی که ماهانه میلیاردها تومان بودجه صرفاین سازمانها شده است.
و دیگر اینکه به نظر شما چه توجیهی دارد که بعضی از موسساتی که در سال اخیر عمله جنبش سبز بوده اند از بودجه های هنگفت برخوردار شوند؟ (با نگاهی به جدول متوجه منظور من می شوید!)
البته این نکته را نیز باید افزود که این بودجه ها غیر از بودجه های عمرانی دستگاههای فرهنگی و همچنین منابع دیگر! است.
بودجه هایی که صرف قند و شکر کارمندانی بی عار و البته بی سواد شده است که جز وب گردی کار دیگری در سازمان فرهنگی خود انجام نمی دهند. راستی گفتم سازمان فرهنگی؛ یاد سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران افتادم! نهادی سیاسی (!) که بودجه سالانه آن بیشتر از دویست میلیارد تومان است!
جدول بودجه فرهنگی دستگاههای مختلف (به جز ارشاد و صدا و سیما) را می توانید در اینجا ببینید
البته یک نکته را نیز نباید از قلم انداخت و آن اینکه انتخاب چهره ها بر اساس پیشنهادات طرفین بوده است! و نکته دیگر اینکه شاید بعضی از گزارشها با گزارشهای چاپ شده منطبق نباشد. چون من متن اصلی را بر روی وبلاگ قرار دادم. از این نمونه گزارش ها می توان به گزارش حجت الاسلام سقای بی ریا اشاره کرد که نشریه با دخل و تصرف زیادی آن را منتشر ساخته است. البته به نظر من این یک مشکل محسوب نمی شود و نشریات این حق را دارند که بر اساس سیاستهای خود به جرح و تعدیل محتوای نویسندگان دست زنند.
در هر صورت، همکاری من با این هفته نامه، روندی مثبت داشته است و احتمالا اگر مجال مهلت دهد، بار دیگر در این هفته نامه، مشق روزنامه نگاری خواهم کرد! به امید اینکه این هفته نامه وزین مجال انتشار دائمی داشته باشد و به سرنوشت هفته نامه مثلث دچار نگردد.
کلنجار ذهن با من بر سر این مسئله مهم – که شاید خیلی از دوستان با سادگی تمام از کنار آن گذشته اند و مانند بنده حقیر از روی ذهنیات آشفته خود مشغول تحلیل رفتارهای جمعی انسانی اند – تا بدانجا پیش می رود که اساسا رسیدن به نتیجه را دشوار می سازد. و صد البته هر چه به جلوتر نگاه می کنم، در ماهیت عبث گونه تحلیل راههای پیش روی انسانی، بیشتر مصمم می شوم.
فرصتی دست دهد، مغتنم خواهم شمرد و بیشتر در این باره به «توصیف» خواهم پرداخت که «تبیین» در این امور جایگاه ارزشمندی ندارد!
امام را همیشه دوست داشته ام. حتی گاهی که تردید همه وجودم را فرا می گرفت، هرگز این مرد بزرگ از دل و قلب من رخت بر نبسته است. فقط این مرد بزرگ می تواند چراغ کم سوی امید من را زنده نگه دارد. حقی دارد به بزرگای عالم بر گردن ما.
خـــرّم آن روز كــه ما عاكف میخانه شویم از كف عقل، بــرون جسته و دیوانه شویم
بشكنیــــــــــــــم آینه فلسفه و عرفان را از صنمخــــــــــانه این قافله، بیگانه شویم
فارغ از خـــــــــانقه و مدرسه و دیر شده پشت پایى زده بر هستى و فرزانه شویم
هجرت از خویش نموده، سوى دلدار رویم والــــــه شمع رُخش گشته و پروانه شویم
از همــــــــــــه قید بریده، ز همه دانه رها تا مگــــــــــــر بسته دام بت یكدانه شویم
مستى عقل ز سر برده و آییم به خویش
تا بهـــــــــــوش از قدح باده مستانه شویم
تنها چند روز از مرگ شیخ بزرگ الازهر، «محمد سید طنطاوی»، نگذشته بود كه دكتر «احمد الطیب» به عنوان جانشین او منصوب شد. اما برخی افراد، از این انتصاب انتقاد كردهاند، زیرا الطیب، عضو حزب حاكم دموكرات ملی (NDP) است. منتقدان بیان می كنند كه الازهر یكی از نهادهای مهم مذهبی در جهان است و حزب حاكم حق ندارد افرادی را كه تخصص لازم در این زمینه ندارند، به دلیل عضویت در حزب، به این منصب برگزیند.
امور، تغییر زیادی نكرده است و نهاد مذهبی الازهر، با مسجد، دانشگاه، دانشمندان و موقوفاتش، همواره محل نزاع حاكمان، چهره های مذهبی و ایدئولوژی های مخالف است. امروز جدال عمدهای، در درون اسلام، در میان گروه های میانه رو، محافظه كار و افراطی در جریان است. این نبرد قدرتی است كه در آن از شخصیت های مذهبی بهعنوان نماینده جریانات استفاده می شود. بنابراین، عجیب نیست كه دولت عضوی ازحزب حاكم را برای تكیه زدن بر مهمترین جایگاه در مصر انتخاب می كند.
نزاع بر سر الازهر، خلاصه و تجسم تاریخ اسلامی مصر است. الازهر توسط فاطمیان به عنوان یك مسجد سیاسی ساخته شد. پس از این كه «صلاحالدین ایوبی»، بیت المقدس را دوباره فتح كرد و مسجدالاقصی را به مسلمانان بازگرداند، الازهر را سدی در جلوگیری از گسترش شیعه فاطمی قرارداد، اما نزاع بر سر مقام شیخ بزرگ الازهر، تحت خلافت های گوناگون و متفاوت ادامه یافت.
در طی خلافت عثمانی، الازهر كوشید از تركی شدن جامعه مذهبی مصر جلوگیری كند. در طول تهاجم فرانسه به مصر، امپراتور ناپلئون بناپارت در مواجهه با الازهر موافقت كرد كه شیخ الازهر، حاكم قاهره باشد. حتی جمال عبدالناصر – به دنبال انقلاب مصر - با استفاده از حمایت الازهر، رییس جمهور «محمد نجیب» را بركنار ساخت و خود را رهبر مصر نامید. اما این امر فقط یك بار روی داد و ناصر، الازهر را به حاشیه راند و سیستم حكومتی را از نظام دینی، به نظام مدنی تغییر داد.
این نهاد مذهبی در حاشیه بود تا این كه «انور سادات»، جانشین ناصر شد. انور سادات گمان می كرد می تواند علیه بقایای طرفداران جمال عبدالناصر، با الازهر متحد شود؛ چیزی كه سرانجام به قیمت جانش تمام شد.
امروز، مصر بهشدت نیازمند الازهری است كه برج مراقبت میانه روی باشد، خصوصا در این زمان كه افراط گرایی اسلامی در دانشگاه ها و مساجد مصر نفوذ كرده است. این چیزی است كه بسیاری از مردم از سخنان شیخ جدید الازهر كه گفت او می خواهد اسلام میانهرو را ارتقاء دهد، استنباط كرده اند. جهان اسلام و در حقیقت همه جوامع مسلمان در اروپا تحت تأثیر افراطگرایی اسلامی قرار گرفتهاند. این افراطگرایی نه تنها تار و پود جامعه مصر را در طی 30 سال گذشته نابود كرده است، بلكه نفوذ خود را به كشورهای دوردست نظیر پاكستان، هند، اندونزی و مالزی كه قبلا به اعتدال مذهبی و تساهل شناخته می شدند، گسترش داده است. دكتر الطیب وعده داده است لباس غربیاش را كنار بگذارد و لباس سنتی الازهر را بپوشد و حتی همراستا با سنت های الازهر ریشش را نتراشد، اما او همچنین قول داده است اسلام میانهرو را ترویج كند، و این موضوعی است كه وی تجربه قابلتوجهی درباره آن دارد. دكتر الطیب در دانشگاه های عربستان سعودی، قطر، امارات و فرانسه درس خوانده و با طیفی از گروه های مذهبی اعم از مسلمان و غیرمسلمان، آمیخته است. او بهخوبی از تفاوت های پیچیده و غامض میان ادیان مختلف و حتی فرقه های مختلف آگاه است. امروز شیخ الطیب این فرصت را دارد كه پروژه اسلام سهلگیر و میانهرو را به منظور نجات مسلمانان از افراط گرایی، ایجاد و پیگیری كند
الشرق الاوسط – مارس 2010
عبدالرحمن الرشید - ترجمه مجیدسلیمانی
انتشار شماره 17 گزارش راهبردی رسانه دوم شهریور 90
ظرفیتها و محدودیتهای سینمای ایران در روایت داستانی و تکنیکی انگارههای مهدوی بیست و چهارم تیر 90
آئین دینداری؛ از اجتماعات تا ساختارهای رسانهای تلویزیون پنجم فروردین 90
در خدمت و خیانت فستیوال؛ تاملاتی در باب جشنواره فیلم فجر بیست و دوم بهمن 89
بازنمایی گفتمان سنت اسلامی از تجربه دینی در سینمای ایران؛ تحلیل گفتمان فیلم زیر نور ماه شانزدهم بهمن 89
نفوذی؛ مقدمهای بر بسط نگاه گفتمان انقلاب اسلامی در بیان هنری چهارم بهمن 89
جهانیشدن؛ از نوسازی مدرن تا گفتمان انقلاب اسلامی بیست و یکم دی 89
بگذار تا سرنگون شویم! یازدهم دی 89
یک سری دغدغه یازدهم دی 89
تاملی كوتاه بر بنیانهای تئوریك در تفكر سینمایی شهید آوینی نوزدهم آذر 89
دو هفته و چهار روز! چهارم آذر 89
رسانه ملی، مناسبتها و مسئلهای مبهم به نام مجموعه های داستانی فاخر بیست و یکم آبان 89
انتشار کتاب مجموعه مقالات بررسی راهکارهای تحقق رسالت مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران چهاردهم آبان 89
لیست آخرین پستها
- کل بازدید :
- بازدید امروز :
- بازدید دیروز :
- بازدید این ماه :
- بازدید ماه قبل :
- تعداد نویسندگان :
- تعداد کل پست ها :
- آخرین بازدید :
- آخرین بروز رسانی :
تبلیغات

