تبلیغات
نیمه تاریک
چهاردهم آذر 88

خداحافظ سقوط!

   نوشته شده توسط: مجید سلیمانی    نوع مطلب :شعر و ادبیات ،

در تزاحم نفس، نفس نفس می‌زنم و قلبم، هنوز در داغ عشق آغازین، با نگاه کوتاه تو، با آتش تو، می‌سوزد. رهایم کن!
گاهی با اشک، قطره قطره بر آتش هجمه می‌کنم و زیر لب، هیمه آتش فراهم می‌کنم. در «تناقض» وجود خود گرفتارم. رهایم کن!
چنگ می‌زنم بر آتش عشق تو.
خداحافظ سقوط!

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ و درج لینک بلامانع است.


یازدهم آذر 88

چشم‌های خالی از احساس

   نوشته شده توسط: مجید سلیمانی    نوع مطلب :داستان ،

از زیر عینک بزرگ دودی‌اش، چشمش پیدا نیست که بدانم عکس‌العملش چیست! نمی‌دانم با گفتن این حرف دارد مرا مسخره می‌کند یا نه. از چشم آدم‌ها همیشه دنیایی برایم روشن می‌شود. تنها سوراخ ذهن آدم، اصلا چشمش است. می‌شود جریان فکر در مغز را در آن مشاهده کرد. خلاصه اینکه سیگنالش قوی است!
همیشه فکر می‌کنم آدمهایی که می‌خواهند دروغ بگویند، راحت یک عینک دودی روی چشمشان می‌زنند تا مردمک چشمشان پیدا نباشد. نور خورشید اصلا بهانه است!
لب و لپ هم عمرا جواب نمی‌دهد. لپ که اوضاعش به هم ور است! لب هم این روزها کلا جزء مصنوعات است و هزار جور رنگش می‌کنند! هر روز دارد به رنگی در می‌آید. راحت هم بالا و پایین می‌رود. بعضی وقت‌ها جوری رنگش می‌کنند که آدم فکر می‌کند که همیشه در حالت لبخندی عاشقانه است. خلاصه اینکه برایم سخت شده که صحت اطلاعات را با چه بسنجم! امان از دست مصنوعات ذهنی و فکری. گند زده است به فکر ما!
باز حرفش را تکرار می‌کند و لگدی به پایم می‌زند. هوش از سرم می‌پرد. ورانداز مجددی می‌کنم و می‌گویم: درک حرفهای یه آدم بی‌چشم و رو برایم سخت است! عصبانی می‌شود و عینکش را بر می‌دارد و داد می‌زند: بی‌چشم و رو خودتی! می‌خندم و می‌گویم که «حالا شد! حالا دارم چشماتو می‌بینم». خندید و بر خلاف ظاهرش، سریع منظورم را فهمید و لحظه‌ای ساکت شد. چشمهایمان به هم دوخته شد. نگاهی کاملا برابر. با اینکه حالت چشمانش را هم با خط و ... تغییر داده بود. اما مردمکش هنوز کار می‌کرد.
همه حرفهایش دروغ بود.

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر ماخذ و درج لینک بلامانع است.


مفهوم «بازنمایی» در رسانه‌ها ناظر بر عملکرد آنان در«شیوه ارائه پیام» محسوب می‌گردد و مطالب عرضه شده در رسانه‌ها، نحوه انعکاس موضوعات، گفتمانهای مطرح و ماهیت مباحث از جمله مواردی است که در تحلیل بازنمایی مورد توجه قرار می‌گیرد.
مقاله حاضر نیز با استفاده از این نظریه، به بازنمایی تیپ‌شناسی کاراکتر و نقش «روحانی» در سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی پرداخته است. این بازنمایی از سویی در ارتباط با سیاستهای فرهنگی و وضعیت گفتمانی ادوار بعد از انقلاب اسلامی شکل گرفته و از سوی دیگر معلول افکار سینماگران بعد از انقلاب است. بنابراین، کاراکتر «روحانی» در فیلم‌های مختلف، ایفاگر اعمال متفاوتی نیز بوده‌اند. این مقاله نیز ابتدا سعی دارد با توجه به رفتار، وظایف و اعمالی که سینماگران بر عهده این کاراکتر نهاده‌اند، به دسته‌بندی تیپ‌های بازنمایی شده پرداخته و سپس به مقایسه تیپولوژی ارائه شده با تیپ ایده‌آل «روحانی» و یا به عبارتی «مبلغ دینی» بپردازد.
شناخت وضعیت موجود بازنمایی حضور روحانیت در سینمای ایران پساانقلابی و مقایسه آن با تیپ ایده‌آل روحانیون و مبلغین دینی، هم می‌تواند در سیاستگذاری‌های فرهنگی آتی مثمر ثمر باشد و هم الگویی برای سینماگران جوان ارائه دهد.

کلمات کلیدی:
بازنمایی رسانه‌ای، کاراکتر سینمایی، تیپ‌‌شناسی، تیپ ایده‌آل، مبلغ دینی

این مقاله جهت ارائه در همایش انقلاب اسلامی و روحانیت که به همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار می شود، تقریر شده است.


تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5